نوشت : آن را كه قصد جنگ ندارد نزن و آن را كه از جنگ فرارى است مكش .
زخميان را به قتل مرسان و آن كه درب خانهاش را ببندد ، در امان است . مالك نيز اين نامه را روى قاچ زين ، روبه روى خود نهاد « 1 » » .
15 . امام ابوالحسن على بن محمد عليه السّلام در پاسخ به پرسشهاى يحيى بن اكثم مىفرمايد :
امّا درباره پرسش تو كه على عليه السّلام در جنگ صفين فراريان و جنگجويان دشمن را از دم تيغ گذراند و در مورد كشتن زخميان آنها به سپاه خود اجازه داد ولى در جنگ جمل فراريان را دنبال نكرد و زخميان را به قتل نرساند و به آنان كه سلاح را زمين نهادند ، يا در خانه خود وارد شدند امان داد ؛ بايد گفت كه در جنگ جمل سر دستهء سپاه دشمن كشته شد و سازمان سپاه از هم پاشيد ، و از اين رو دستهاى كه فراريان بدان بازگردند ، وجود نداشت . امّا در صفين فراريان به سوى گروهى آماده رزم و فرماندهى كه در حال گردآورى سلاح و زره و جوشن و نيزه و شمشير براى آنها بود باز مىگشتند « 2 » .
16 . امام اميرالمؤمنين على عليه السّلام در نامهاى به قرظة بن كعب مىنويسد :
پس از اين كه خدا آنها را شكست داد فرمان دادم كه هيچ فرارى دنبال
هامش
( 1 ) . « سار واللَّه فيهم بسيرة رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله يوم الفتح ، ان عليا كتب الى مالك و هو على مقدمته فى يوم البصرة بان لا يطعن فى غير مقبل و لا يقتل مدبر و لا يجهز على جريح ، و من اغلق بابه فهو آمن . فاخذ الكتاب فوضعه بين يديه على القربوس . . . الحديث » . الوسائل ، ج 11 ، ص 55 به نقل از كافى و التهذيب ؛ البحار ، ج 32 ، ص 210 به نقل از الكافى .
( 2 ) . « . . . و امّا قولك ان علياً عليه السّلام قتل اهل صفين مقبلين و مدبرين و اجاز على جريحهم و انه يوم الجمل لم يتبع موليا و لم يجز على جريح ، و من القى سلاحه آمنه و من دخل داره آمنه ؛ فان اهل الجمل قتل امامهم و لم تكن لهم فئة يرجعون اليها . . . و اهل صفين كانوا يرجعون الى فئة مستعدة و امام يجمع لهم السلاح و الدروع و الرماح و السيوف . . . » الوسائل ، ج 11 ، ص 56 به نقل از تحف العقول ؛ جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 96 ؛ ر . ك : تحف العقول ، ص 352 و 356 ؛ البحار ، ج 8 ، چ كمپانى ، ص 573 .