تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
ندارند كه بدان پناه برند . » و در جنگ با اهل بغى اين عمل سنت گشت « 1 » . 20 . شعبى گويد : على عليه السّلام در جنگ صفين اسير گرفت ، سپس آنها را آزاد كرد و آنها به معاويه پيوستند و وقتى وارد شدند كه عمر و عاص به معاويه دربارهء اسرائى كه معاويه آنها را اسير كرده بود ، به او مىگفت : آنها را بكش ! ناگهان ديدند على عليه السّلام اسيران آنها را آزاد كرده است . على عليه السّلام هرگاه اسيرى از اهل شام مىگرفت او را آزاد مىساخت مگر آن كه يكى از يارانش را كشته بود ، كه به قصاص وى ، اسير را مىكشت . امّا وقتى كه اسيرى را آزاد مىكرد و وى دوباره به جنگ آمده و اسير مىشد ، وى را مىكشت و ديگر بار آزادش نمىكرد . و نيز مجروحان و كسانى را كه از صفين فرار مىكردند براى خاطر معاويه نمىكشت . « 2 » 21 . در حديثى آمده است كه مالك اشتر ، اصبغ بن ضرارى را بدون درگيرى اسير كرد . روش على عليه السّلام چنان بود كه كشتن اسير جنگ رها كرده را منع مىكرد . مالك گفت : اگر او كشتنى باشد ، او را بكش ولى اگر در اين امر مختارى او را به ما ببخش . حضرت فرمود : « اى مالك ! او از آن توست . امّا اگر اسير مسلمانى گرفتى ، او را مكش زيرا اسير مسلمان نه كشته مىشود و نه قابل فديه گرفتن است « 3 » » .
هامش
( 1 ) . « لاتتبعوا مدبرا و لا من القى سلاحه و لاتجهزوا على جريح ؛ فان القوم قد ولوا و ليس لهم فئة يلجاؤن اليها » جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 99 به نقل از شرح الاخبار قاضى نعمان مغربى . روايت ديگرى نيز قريب به اين مضمون در بحار الانوار ، ج 32 ، ص 187 به نقل از تفسير العياشى ؛ در ص 210 به نقل از الغيبة نعمانى و در 214 به نقل از الكافى آمده است . و نيز ر . ك : الجمل ، ص 195 و 201 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 172 . ( 2 ) . جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 99 به نقل از وقعة صفين و همينطور همان كتاب ، ص 176 . ( 3 ) . « هو لك يا مالك ؛ فاذا اصبت اسير اهل القبلة فلا تقتله ؛ فإن اسير اهل القبلة لا يفادى و لا يقتل . . . » جامع‌الاحاديث ، ج 13 ، ص 100 به نقل از وقعة صفين ؛ فتوح ابن‌اعثم ، ج 3 ، ص 191 ؛ شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابىالحديد ، ج 8 ، ص 101 .
الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 221 | علي الأحمدي الميانجي / محمد أحمدى ميانجى