تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
22 . أَبى البخترى گويد : هنگامى كه على عليه السّلام به بصره رسيد ، اهل بصره به جنگ با او برخاستند . . . حضرت با آنها جنگ كرده ، و بر آنها پيروز شدند . [ سپاه شكست خورد ] و رو به هزيمت نهاد حضرت فرمان داد منادى ندا در دهد « آن را كه روى به كارزار نداشته باشد ، نكشيد . به دنبال فرارى نرويد و زخمىها را به قتل نرسانيد . و هر كس سلاح بر زمين بگذارد در امان است . آن چه در اردوگاه دشمن است غنيمت شما است و آن چه در خانه‌ها است ، ارث آنان است « 1 » » . 23 . ابوبصير ضمن حديثى طولانى درباره واقعه نهروان از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه حضرت فرمود : [ مخالفان به ايشان ] گفتند : امّا اشكال دوم اين است كه در جنگ جمل درباره دشمن فرمانى دادى كه در جنگ صفين مخالفت آن حكم نمودى . در جنگ جمل به ما فرمان دادى كه دشمنان را چه در حال فرار باشند و چه از جنگ منصرف شده باشند و چه در خواب ، يا بيدارى باشند مكشيد و زخمىها را به قتل نرسانيد . آن كه سلاح بر زمين نهد در امان است و آن كه در خانه خود را ببندد ، راهى بر او نيست و در امان است . تصاحب سلاح و چهار پايان را جايز و اسارت كودكان را بر ما حرام دانستى ؛ ولى در صفين به ما گفتى افراد دشمن را بكشيد ؛ خواه فرارى ، خواه در حال خواب يا بيدارى باشند . زخمىها را بكشيد . و آن را كه سلاح بر زمين نهاده و يا آن را كه درب خانه‌اش را بسته بكشيد و تصاحب سلاح و چارپايان و
هامش
( 1 ) . « لا تطعنوا فى غير مقبل و لا تطلبوا مدبرا و لا تجهزوا على جريح و من القى سلاحه فهو آمن ، و ما كان بالعسكر فهو لكم مغنم و ما كان فى الدور فهو ميراث . . . » جامع الاحاديث ، ج 13 ، ص 102 به نقل از مستدرك الوسائل و او بنقل از شرح الأخبار قاضى نعمان و نزديك به بخش آخر روايت به لحاظ معنى كه مربوط به اموالشان مىباشد ، مطلبى است كه در بحار ، ج 32 ، ص 269 به نقل از ابن‌حنفيه و در ص 273 به نقل از اصبغ آمده است ؛ احكام القرآن جصاص ، ج 5 ، ص 283 .