تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
گفته است . ابو حنيفه گويد : « اگر فرار كردند و دار و دسته‌اى نداشتند . . . » و همان سخن ما را مىگويد . ولى در صورت وجود دسته يا گروهى كه فراريان به آن پناه آورند ، در اين مورد ، كشتن اسيران و فراريان و كشتن زخمىها جايز است . و در صورتى كه آنان گروهى نداشته باشند ، كشتن آنها جايز نيست . اين رأى از ابن عباس هم روايت شده و برخى از اصحاب شافعى هم آن را برگزيده‌اند . « 1 » به هر حال حنبلىها و شافعىها به رواياتى كه به‌طور مطلق كشتن اسيرى كه از بغاة گرفته مىشود را نهى مىكند وبه‌اطلاقاتى كه از قول پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و ائمه هدى عليه السّلام نقل شده ، استناد مىكنند . كه اولا ذكر آنها و ثانيا بيان آن چه كه از آنها استفاده مىشود ، اشكالى ندارد . ابن مسعود از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله روايت مىكند « 2 » كه به او گفته است : « اى ابن ام عبد ، آيا هيچ مىدانى فرمان خدا در مورد باغيان اين امت چيست ؟ پاسخ داد خدا و پيامبرش بهتر دانند . حضرت فرمود : زخمىها و اسيرانشان كشته نشوند و فرارى آنها دنبال نگردند و دارايى آنها تقسيم نشود » . و نيز به آن چه كه از حضرت على عليه السّلام در واقعهء جمل با عبارت‌هاى مختلف نقل شده استدلال كرده‌اند و اشكالى ندارد كه به بعضى از آنها اشاره شود . 1 . از امام زين العابدين عليه السّلام روايت است كه فرمود : روزى بر مروان بن حكم وارد شدم و او به من گفت هرگز فاتحى بخشنده‌تر از پدرت نديدم . در جنگ جمل همين كه شكست
هامش
( 1 ) . المغنى ، ج 10 ، ص 60 . ( 2 ) . الكشاف : ج 4 ، ص 365 و در حاشيه آن به نقل از حاكم در مستدرك ؛ الجامع لاحكام القرآن ، ج 16 ، ص 320 ؛ روح المعانى ، ج 26 ، ص 101 ؛ السنن الكبرى ، ج 8 ، ص 182 ؛ احكام‌القران جصاص ، ج 5 ، ص 283 ؛ المنتهى ، ج 2 ، ص 988 « يابن ام عبد هل تدرى كيف حكم اللَّه فى من بغى من هذه الامة ؟ قال اللَّه و رسوله اعلم . قال : لا يجهز على جريحها و لا يقتل اسيرها و لا يطلب‌ها ربها و لا يقسم فيؤها » .
الأسير في الإسلام (حقوق مخاصمات مسلحانه در اسلام (فارسى) — صفحة 213 | علي الأحمدي الميانجي / محمد أحمدى ميانجى