4354 / 34 -
شرّ النّاس من يخشى النّاس فى ربّه و لا يخشى ربّه في النّاس .
4 / 176 بدترين مردمان كسى است كه از مردم در مورد پروردگار خويش مىترسد ( و براى خوشنودى مردم نافرمانى خدا كند ) ولى از پروردگار خود در مورد مردمان ترسى ندارد .
4355 / 35 -
شرّ النّاس من يبتغي الغوائل للنّاس . 4 / 176 بدترين مردم كسى است كه براى مردم مصيبت خواهد و در راه ناراحت كردن مردم گام بردارد .
4356 / 36 -
ظفر بالشّرّ من ركبه . 4 / 274 پيروز شود به شرّ و بدى هر كس سوار بر آن شود . « 1 »
4357 / 37 -
فاعل الشّرّ شرّ منه . 4 / 412 انجام دهندهء كار بد ، بدتر از خود بدى است .
4358 / 38 -
فعل الشّرّ مسبّة . 4 / 413 كار شرّ و بد ، وسيلهء دشنام به انسان گردد .
4359 / 39 -
كلّ غالب بالشّرّ مغلوب . 4 / 529 هر كس كه به وسيلهء شر و بدى غالب گردد در حقيقت مغلوب است .
4360 / 40 -
من فعل الشّرّ فعلى نفسه اعتدى . 5 / 243 كسى كه كار بدى بكند بر خويشتن ستم كرده است .
4361 / 41 -
من ترك الشّرّ فتحت عليه أبواب الخير . 5 / 276 كسى كه بدى را واگذارد ، درهاى خير بر او گشوده شود .
4362 / 42 -
لن تتحقّق الخير حتّى تتبرّأ من الشّرّ . 5 / 67 خير و خوبى را پا بر جا نكنى تا يكسره از شرّ و بدى بيزارى جويى .
هامش
( 1 ) - اين كلام را دو جور مىتوان معنى كرد : يكى اينكه كسى كه مرتكب شرّ و بدى شد و بر آن سوار شد به بدىهاى ديگر نيز دست يابد ، چنانچه شارح ( ره ) اين گونه ترجمه كرده ، ديگر آنكه كسى كه سوار بر شرّ شد و آن را تحت قدرت و اختيار خويش در آورد ، بر آن پيروز گشته و آن را تحت كنترل و اختيار خويش در آورده ، و بعيد نيست معناى دوم ظاهرتر باشد ، چنانچه در كلام قبل از اين فرموده « ظفر بالخير من طلبه » .