تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩

3925 / 3 -

عجبت لمن يقال : إنّ فيه الشّرّ الّذى يعلم أنّه فيه كيف يسخط . 4 / 346 در شگفتم از كسى كه درباره‌اش بگويند در او شرّ و بدى است و خود مىداند كه شرّ در او هست چگونه از اين سخن ( كه حقيقت دارد ) خشمگين شود ؟

3926 / 4 -

كفى بالسّخط عناء . 4 / 583 ناخورسندى ( از مقدّرات ) براى رنج و تعب انسان ( در زندگى ) كافى است .

3927 / 5 -

من كثر سخطه لم يعرف رضاه . 5 / 235 كسى كه خشم و ناخورسندىاش ( در زندگى ) بسيار است خوشنودىاش شناخته نشود . « 1 »

3928 / 6 -

من كثر سخطه لم يعتب . 5 / 297 كسى كه خشمش زياد باشد سرزنش نشود ( يعنى نمىتوان او را سرزنش كرد و از او گله كرد ) .

3929 / 7 -

من طلب رضى اللّه بسخط النّاس ردّ اللّه ذامّه من النّاس حامدا . 5 / 427 كسى كه رضايت خدا را با خشم مردم بجويد ( يعنى رضايت خدا را مقدم بر خشم مردم بدارد ) خداوند مذمت كنندهء او را از ميان مردم تبديل به ستايش كننده گرداند .

3930 / 8 -

من طلب رضى النّاس بسخط اللّه ردّ اللّه حامده من النّاس ذامّا . 5 / 427 كسى كه رضايت مردم را با خشم خدا بجويد خداوند ستايش كننده او را در ميان مردم تبديل به مذمّت كننده گرداند .

3931 / 9 -

ما أعظم وزر من طلب رضى المخلوقين بسخط الخالق . 6 / 72 چه بزرگ است جرم كسى كه رضايت مخلوق را به خشم پروردگار به جويد .

باب السخف ( سبك عقلى )

3932 / 1 -

من وادّ السّخيف أعرب عن سخفه . 5 / 256 كسى كه با شخص كم عقل باب رفاقت و دوستى بگشايد ، از كم عقلى خود پرده بردارد .
هامش
( 1 ) - يعنى بر چنين شخصى اعتماد نتوان كرد .