تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠

باب الاسترسال ( گفتگوهاى دوستانه ) « 1 »

3600 / 1 -

عثرة الاسترسال لا تستقال . 4 / 362 لغزش در گفتگوهاى محرمانه و دوستانه قابل بازگشت نيست .

3601 / 2 -

من أقلّ الاسترسال سلم . 5 / 159 كسى كه در گفتگوهاى دوستانه دامنهء سخن را كوتاه و اندك كند سالم ماند .

3602 / 3 -

من أكثر الاسترسال ندم . 5 / 159 كسى كه در گفتگوهاى دوستانه دامنهء سخن را گسترش دهد پشيمان شود .

باب الرسول ( پيك ، پيام آور )

3603 / 1 -

بعقل الرّسول و أدبه يستدلّ على عقل المرسل . 3 / 232 به عقل و خرد و ادب پيام آور ، پى برده مىشود به عقل و خرد پيام دهنده .
هامش
( 1 ) - استرسال در لغت به معناى انس گرفتن و دل دادن به گفتار و سخن و امثال آن آمده ، و اصل آن چنانچه راغب و ديگران گفته‌اند از « رسل » به معناى بر انگيختن به آسانى و سهولت آمده و به همين جهت گويند « ناقة رسلة . . . » و يا گويند « على رسلك . . . » و در اقرب الموارد گويد : « استرسل فى الكلام » انبسط و اتّسع ، و در مجمع البحرين گويد : و الاسترسال : الاستيناس و الطمانينة الى الانسان و الثقة به فيما يحدّثه ، و از همين باب است « استرسال در معامله ، يعنى كسى به ديگرى اعتماد كند و كار داد و ستد را به دست او دهد . . . » و در لغت نامهء دهخدا گويد : استرسال : فروهشتگى موى ، و از منتهى الارب نقل كرده كه گفته است : استرسال با كسى : گستاخى كردن و موانست جستن به وى . . . پس از اين توضيحات مىگوييم : مصحح مرحوم « استرسال » را به « گستاخى در سخن » ترجمه كرده و شارح ( ره ) در شرح حديث فرموده : مراد به « استرسال » اعتماد كردن بر كسى است ، و غرض تحريص بر اين است كه آدمى در امور خود ، خود برسد و اعتماد بر ديگرى كم كند كه اگر چنين كند سالم ماند و اگر در امورى كه اعتنايى به آنها باشد ، اعتماد بر مردم كند و به ايشان وا گذارد غالب اين است كه خيانت مىكنند يا خوب نمىرسند و زيان و خسران مىكشد و پشيمان مىشود . ( پايان ) و به نظر مىرسد : منظور از استرسال معناى وسيع‌ترى باشد يعنى هر نوع اطمينان و اعتماد بيش از حدّ به ديگران حتى در مورد رازگويى به آنها و اعتماد در مورد فاش كردن اسرار درونى ، چنانچه در حديثى از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود : « لا تثقنّ بأخيك كلّ الثّقة فانّ صرعة الاسترسال لا تستقال » . ( بحار الانوار ، ج 78 ، ص 239 ) .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 470 | عبد الواحد الآمدى التميمي / سيد هاشم رسولى محلاتى