قلبك لسانك ، و يطابق إضمارك إعلانك ، و لن تذكره حقيقة الذّكر حتّى تنسى نفسك فى ذكرك ، و تفقدها فى أمرك . 6 / 313 ياد مكن خداى سبحان را از روى بىخبرى ، و فراموشش نكن از روى بازيچه و بازى ، و به طور كامل او را ياد كن چنانچه دلت با زبان ، و درونت با برون همراه باشد ، و هرگز او را به صورت حقيقتى و واقعى ياد نخواهى كرد تا آنگاه كه در هنگام ذكر و ياد او خود را فراموش كنى ، و نيابى او را در كار خود . « 1 »
3293 / 53 -
لا هداية كالذّكر . 6 / 350 هيچ هدايت و راه يا بى همچون ذكر و ياد خدا نيست .
باب الذّلة ( خوارى و پستى )
3294 / 1 -
الجوع خير من ذلّ الخضوع .
2 / 43 گرسنگى بهتر از خوارى خضوع و فروتنى ( در برابر مردمان ) است .
3295 / 2 -
الذّلّ بعد العزل يوازى عزّ الولاية . 2 / 142 خوارى پس از عزل ( از مقام و منصب ) برابر ( و مقابل ) است با عزت ولايت ( و مقام ) . « 2 »
3296 / 3 -
النّاس من خوف الذّلّ متعجّلوا الذّلّ . 2 / 156 مردم براى ترس از خوارى شتاب كننده هستند به سوى خوارى . « 3 »
3297 / 4 -
إنّما النّبل التّبرّى عن المخازى . 3 / 77 بزرگوارى و فضيلت فقط در بيزارى جستن از خواريها است .
3298 / 5 -
آفة الحلم الذّلّ . 3 / 105 آفت حلم و بردبارى خوارى است . « 4 »
هامش
( 1 ) - يعنى در هنگام ذكر خدا خودت و كارت همه را فراموش كنى و تنها به ياد او باشى . . .
( 2 ) يعنى مقابل عزت ولايت و حكومت ، خوارى عزل است ، و از اين رو تلاش براى رسيدن به حكومت نتوان كرد و خوارى پس از آن را نيز بايد در نظر گرفت .
( 3 ) يعنى براى ترس از دچار شدن به خوارى در آينده ، خود را در برابر مردم دنيا خوار كنند و تملق و چاپلوسى ديگران كنند از ترس آنكه مبادا روزى به خوارى افتند ، و اينان به كارشان آيند .
( 4 ) - يعنى حلم و بردبارى تا وقتى ممدوح و پسنديده است كه به خوارى نرسد مانند تحمل دشنام و كتك در جايى كه قدرت بر دفاع از خود دارد ، كه اين ديگر حلم نيست ، و از اين رو آفت حلم است .