تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
5 / 217 كسى كه وزيرش به او خيانت كند تدبيرش تباه شود .

2655 / 22 -

لربّما خان النّصيح المؤتمن و نصح المستخان . 5 / 52 بسا باشد كه خير خواه امين خيانت كند ، و كسى را كه خائن بشمرند خير خواهى كند .

2656 / 23 -

من خان سلطانه بطل أمانه . 5 / 332 كسى كه به سلطان خود خيانت كند ايمنى او از بين مىرود ( و پيوسته در انديشهء اين است كه مبادا خيانتش آشكار شود ) .

2657 / 24 -

من عمل بالخيانة فقد ظلم الأمانة . 5 / 448 كسى كه به خيانت عمل كند به امانت ستم كرده است .

2658 / 25 -

لا تخن من ائتمنك و إن خانك ، و لا تشن عدوّك و إن شانك . 6 / 339 خيانت نكن به كسى كه تو را امين داند هر چند او خيانت كرده باشد ، و زشت مكن دشمنت را اگر چه او زشتى تو را خواهد .

2659 / 26 -

من أفحش الخيانة خيانة الودائع . 6 / 20 از زشت‌ترين خيانتها خيانت به سپرده‌ها است .

2660 / 27 -

لا تجتمع الخيانة و الأخوّة . 6 / 372 خيانت و برادرى با هم گرد نيايند .

2661 / 28 -

لا خير فى شهادة خائن . 6 / 392 در شهادت و گواهى آدم خائن ، خيرى نيست .

باب الاستخارة

2662 / 1 -

استخر و لا تتخيّر ، فكم من تخيّر أمرا كان هلاكه فيه . 2 / 192 در كارها استخاره و طلب خير از خدا كن و خود رأيى مكن كه بسا شده كسى روى خود رأيى كارى را اختيار كرده كه نابودىاش در آن بوده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - بايد دانست كه استخاره به معناى طلب خير كردن از خداى تعالى است كه رهبران الهى بدان دستور داده‌اند ، و معناى آن اين است كه انسان در كارها استبداد رأى نداشته باشد ، و به خدا نظر و فكر خود اعتماد نكند ، بلكه به خدا متوسل شده و به او توكل كند ، و به درگاه خداى تعالى بىخبرى و نادانى خود را به مصالح كارها اظهار نموده و همه را به خدا واگذارد ، و يكى از راههاى آن دعا كردن به دعاهايى است كه وارد شده و كيفيتهايى است كه نقل شده ولى اصل استخاره همان بود كه ذكر شد ، مرحوم طريحى در مجمع البحرين فرموده : در روايت آمده « استخر ثم استشر » ، استخاره كن سپس نظر خواهى و مشاوره كن ، و معناى اين سخن آن است كه در كارهاى خود نخست از خدا طلب خير كن به اينكه مىگويى « اللّهم انّى استخيرك خيرة فى عافية » خدايا از تو درخواست كنم خيرى را در تندرستى و عافيت ، و چند بار آن را مىگويى سپس مشاوره مىكنى ، كه چون چنين كردى خداوند خير تو را بر زبان هر كداميك از خلق خود كه بخواهد جارى كند « پايان كلام طريحى ( ره ) » و همان گونه كه ملاحظه كرديد استخاره معناى خاص و كيفيّت خاصى ندارد ، بلكه همان درخواست و طلب خير از خداى تعالى در كارهاست ، جز اينكه در برخى از روايات كيفيت خاصى براى آن ذكر كرده‌اند كه در كتابهاى دعا ذكر شده است .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 349 | عبد الواحد الآمدى التميمي / سيد هاشم رسولى محلاتى