براى هر انسانى از خدمتكاران خود كار جداگانه و مخصوصى را تعيين كن كه در برابر آن او را مورد باز خواست قرار دهى ، و اين كار بهتر و شايستهتر است تا اينكه انجام كار را به يكديگر حواله كنند . « 1 »
باب الخذلان
( بى بهره ماندن از يارى خداوند )
2360 / 1 -
الحرمان خذلان . 1 / 36 محروم ماندن از كارهاى خير بى توفيقى و بىبهره ماندن از عنايات خداى تعالى است .
2361 / 2 -
الخذلان ممدّ الجهل . 1 / 188 بىتوفيقى و بىبهرهگى از درگاه خدا ، يارى دهندهء جهل و نادانى است .
2362 / 3 -
المخذول من له إلى اللّئام حاجة . 1 / 397 بى توفيقى و بىبهره كسى است كه به لئيمان نيازمند باشد .
2363 / 4 -
من علامات الخذلان إيتمان الخوّان . 6 / 16 از نشانههاى بىتوفيقى و بىبهره ماندن از الطاف الهى ، امين دانستن مردمان خيانت كار است .
2364 / 5 -
من علامات الخذلان استحسان القبيح . 6 / 38 از نشانههاى « خذلان » نيكو شمردن كارهاى زشت است .
2365 / 6 -
من دلائل الخذلان الاستهانة بحقوق الإخوان . 6 / 39 از نشانههاى « خذلان » سبك شمردن حقوق برادران ايمانى است .
باب الخرق ( خشونت و درشتى ) « 2 »
2366 / 1 -
الخرق شين الخلق . 1 / 200 تندى و خشونت ، زشتى خلق و خوى انسان است .
هامش
( 1 ) - دستور بسيار جالبى است براى مديريّت در كارگاهها و كارخانجات و امثال آنها كه مسؤوليتهاى افراد زير دست مشخص باشد تا انجام آن را به عهدهء يكديگر نگذارند ، و كار فرما بتواند انجام آن را از مسؤول مربوطه بخواهد و او را مورد باز خواست و مؤاخذه قرار دهد .
( 2 ) « خرق » بضم خاء و به فتح آن به معناى درشتى كردن ، حماقت ، نادانى ، ناتوانى رأى و امثال اينها آمده كه موارد استعمال آن مىتواند معناى مورد نظر گوينده را تعيين كند .