1954 / 27 -
ثلاث فيهنّ النّجاة : لزوم الحقّ و تجنّب الباطل و ركوب الجدّ . 3 / 336 سه چيز است كه نجات و رستگارى در آنهاست : ملازمت با حق ، دورى كردن از باطل ، و بر نشستن بر مركب تلاش و كوشش .
1955 / 28 -
خذلوا الحقّ و لم ينصروا الباطل . 3 / 456 از يارى كردن حق دست برداشته و باطل را نيز يارى نكردند . « 1 »
1956 / 29 -
خض الغمرات إلى الحقّ حيث كان . 3 / 451 در راه رسيدن به حق هر جا كه باشد در درياى شدايد خود را فرو بر .
1957 / 30 -
خالف من خالف الحقّ إلى غيره و دعه و ما رضى لنفسه . 3 / 446 مخالفت كن با كسى كه با رفتن به سوى نا حق ، با حق مخالفت كرده ، و او را با آنچه براى خود پسنديده واگذار .
1958 / 31 -
حقّ و باطل و لكلّ أهل . 3 / 407 حقى است و باطلى ، و هر كدام اهلى دارد .
1959 / 32 -
خير الأمور ما أسفر عن الحقّ .
3 / 428 بهترين كارها آن است كه از حق پرده بر دارد .
1960 / 33 -
حقّ يضرّ خير من باطل يسرّ .
3 / 408 حقى كه زيان به بار آورد بهتر است از باطلى كه شادمانى آرد .
1961 / 34 -
رحم اللَّه امرء أحيى حقّا و أمات باطلا و أدحض الجور و أقام العدل . 4 / 45 خدا رحمت كند هر كس كه حق را زنده كند و باطل را بميراند ، ستم را سركوب و عدل و داد را بر پا دارد .
1962 / 35 -
رأس الحكمة لزوم الحقّ و طاعة المحقّ . 4 / 53 اساس حكمت ملازم بودن با حق و فرمانبردارى از حق دارنده است .
هامش
( 1 ) - اين سخن را در مذمّت و نكوهش جمعى فرموده ، كه اينها مردمانى مهمل و بىخاصيت هستند كه نه حق را يارى كرده و نه باطل را .