و شكنجهاند . « 1 »
1430 / 13 -
لا يظعن مقيمها ، و لا يفادى أسيرها ، و لا تقسم كبولها ، لا مدّة للدّار فتفنى و لا أجل للقوم فيقضى .
6 / 429 آنها كه در آتشند از آن خارج نشوند ، و براى آزاد ساختن اسيرانش فديه نپذيرند ، زنجيرهايش گسسته نگردد ، مدتى براى آن تعيين نشده تا سر رود ، و نه سر آمدى تا فرار رسد .
حرف « الحاء »
باب الحبّ ( دوستى )
1431 / 1 -
المودّة رحم . 1 / 12 دوستى با مردم ( نوعى رابطهء ) خويشاوندى است . « 2 »
1432 / 2 -
التّودّة يمن . 1 / 24 دوستى ميمنت و مباركى آرد .
1433 / 3 -
المودّة نسب . 1 / 31 دوستى كردن ( نوعى ) نسب و خويشى است .
1434 / 4 -
المودّة أقرب رحم . 1 / 103
هامش
( 1 ) - البته اين كلام در مورد كسانى است كه عذاب خلود دارند ، و گر نه كسانى هستند كه آنها طبق آيات قرآنى و روايات معصومين عليهم السلام عذابشان ابدى نيست و سالهايى در دوزخ هستند و سپس نجات يابند . « اعاذنا اللَّه منها »
( 2 ) شارح ( ره ) « رحم » را به مهربانى ترجمه كرده كه مناسب به نظر نيامد و مناسبتر همين است كه ترجمه شد چنانچه در كلمات بعدى نيز آمده است . و اللَّه العالم .