در ذهن همين وجوب است ، و نه از طريق قرائن .
براساس همين ارتكاز عقلائى است كه : بريره گفت : أ تأمرني و يا رسول اللّه فرمود امرتهم .
* اگر اين نظر درست باشد چه تفاوتى در تمسّك به اين مؤيّدات وجود دارد ؟
هريك از اين موارد دليل بر مدّعاى مورد بحث خواهند بود و نه مؤيّد .
* مراد از ( و صحّة الاحتجاج على العبد و مؤاخذته به مجرد مخالفة امره . . . ) چيست ؟
بيان چهارمين مؤيد و يا در حقيقت دليلى ديگر بر ظهور امر در وجوب مىباشد مبنى بر اينكه :
1 - اگر امرى از مولى صادر شود و عبد با آن مخالفت كند ، عقلا مستحق مذمّت و توبيخ است .
2 - استحقاق مذمت ، دليل بر افادهء آن امر بر وجوب است .
پس : ( امر ) ، ظهور در وجوب دارد . فى المثل خداى متعال در قضيهء امر به ملائكه براى سجده به انسان و نافرمانى ابليس در اين قضيه فرموده است : با اينكه تو را امر به سجده نموديم ، چه چيز باعث شد كه در برابر آدم سجده نكنى .
* وجه تأييد در اين آيهء شريفه چيست ؟
على الظاهر اين است كه : هركجا عنوان ( امر ) محقق شود ، نبايد مخالفت نمود ، چرا كه مستلزم توبيخ و مذمت است .
* آيا تمسّك به آيهء شريفه فوق در اثبات مدعاى آخوند كارائى دارد ؟
اگر امر براى اعم از وجوب و استحباب باشد ، خير و لكن اگر براى وجوب و طلب لزومى باشد ، چرا ، مىتواند بعنوان مؤيّدى مطرح باشد .
* نكتهء قابل توجّه در مباحثى كه در رابطه با اين متن بررسى شد چيست ؟
اين است كه : در اينجا فى الواقع دو مقام از بحث وجود دارد :
1 - اصل ظهور 2 - منشا ظهور .
- در اصل ظهور اين سؤال مطرح است كه آيا لفظ ( امر ) ظهور در وجوب دارد و يا در مطلق طلب .
- در منشا ظهور اين سؤال مطرح است كه آيا اين ظهور امر در وجوب :
1 - وضعى است و يا اطلاقى و براساس مقدمات حكمت ؟
2 - انصرافى است و در اثر كثرت استعمال لفظ ( امر ) در طلب ، الزامى شده ؟
3 - يا تيقّنى و از باب قدر متيقّن خارجى و فرد اكمل است ؟
4 - و يا عقلى و به حكم عقل است .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٤