* دومين مؤيّد بر اينكه مادهء امر حقيقت در معناى وجوب است چيست ؟
قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه : لو لا ان اشقّ على امّتى لامرتهم بالسواك وجه التأييد در كلام شريف اين است كه :
1 - اگر بر امت من دشوار نبود ايشان را به مسواك زدن دندان امر مىنمودم .
2 - از محتواى كلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله برمىآيد كه امر به مسواك نفرموده است .
3 - مسواك كردن به ملاحظه اخبار و احاديث وارده مستحب است .
4 - از نفى امر و استحباب مسواك زدن نفى امر از طلب ندبى بدست مىآيد .
5 - اگر امر حقيقتا بر طلب ندبى اطلاق مىشد ، سلب و نفى آن صحيح نبود .
پس : امر حقيقت در وجوب دارد . به عبارت ديگر ظاهر كلام شريف اين است كه :
1 - امر ، مشقتآور بوده و انسان را به زحمت مىاندازد .
2 - به زحمت افتادن انسان در صورتى است كه امر دلالت بر طلب وجوبى كند .
پس : امر عند الاطلاق ظهور در وجوب دارد .
* چرا روايت مزبور مؤيّد قرار گرفته و نه دليل مستقل ؟
زيرا : لو لا ان اشقّ ، قرينه است بر اينكه مراد از امر ، طلب وجوبى است و لذا اگر قرينهء مزبور وجود نمىداشت ، ممكن بود كسى بگويد : امر دلالت بر وجوب نمىكند .
البته : احتمال مزبور ، احتمال ضعيف و بعيدى است ، و حديث مزبور مىتواند ، مؤيّد و مثبت مدّعاى جناب آخوند و يا مشهور باشد .
به عبارت ديگر :
1 - وجوب و لزوم در روايت مزبور از قرينهء لو لا اشقّ استفاده مىشود و حال آنكه بحث ما در جائى است كه كلمهء ( امر ) بلاقرينه باشد .
2 - كلمهء ( امر ) در روايت مورد نظر حد اكثر استعمال در مورد خاص را دلالت مىكند ، استعمال خاص نمىتواند علامت حقيقت باشد .
خلاصه اينكه امكان مناقشه در استدلال به اين روايت نسبت به مدّعى مورد نظر وجود دارد .
* بريره كه بود ؟ ماجراى او چه بود ؟
بريره كنيز عايشه بود .
1 - در روزگار كنيزيش ، مغيث كه عبدى سياهچهره بود با او ازدواج نمود .
2 - پس از مدتى بريره آزاد شد .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٤٢