تشريح المسائل
* حاصل و خلاصه مطالب گذشته چه بود ؟
اين بود كه ( امر ) طلب عالى از دانى است و در صدق آن علوّ واقعى لازم است .
* طلب عالى از دانى خود بر چند قسم است ؟
بر دو قسم : 1 - طلب وجوبى 2 - طلب ندبى .
* مسئله مورد بحث در اينجا چيست ؟
اين است كه : آيا مراد از آن امر و طلب ، مطلق طلب است ( كه اعمّ از وجوب و استحباب ) است يا اينكه تنها طلب لزومى و وجوبى از آن مراد است .
به عبارت ديگر :
در مواردى كه لفظ ( امر ) اطلاق مىشود ، لكن قرينهاى بر دلالت آن بر وجوب و يا استحباب وجود ندارد ، آيا اطلاق امر ظهور در طلب وجوبى داشته و بر الزام حمل مىشود ؟ و يا اينكه ظهور در طلب ندبى دارد و بر ندب حمل مىشود ؟ و يا اينكه ظهور در كلّى و قدر جامع ميان آن دو داشته و بر مطلق طلب حمل مىشود ؟
* چه پاسخى به سؤال مذكور داده مىشود ؟
چهار احتمال در اينجا متصوّر است و آن اينكه : امر به معناى طلب :
1 - ظهور در وجوب داشته و دلالتش بر استحباب نيازمند قرينه باشد .
2 - ظهور در استحباب داشته و در دلالتش بر وجوب محتاج قرينه باشد .
3 - مشترك لفظى باشد ، ميان وجوب و استحباب .
4 - وضع شده باشد براى قدر مشترك ميان وجوب و استحباب ، كه مطلق طلب باشد .
* با توجّه به مقدمهء فوق مراد از ( لا يبعد كون لفظ الأمر حقيقة فى الوجوب ) چيست ؟
اين است كه : مادهء امر حقيقت در معناى وجوب است . به عبارت ديگر : طلبى كه مفاد مادّه امر است طلبى لزومى و وجوبى است .
* دليل جناب آخوند بر اين مدّعا چيست ؟
اين است كه از لفظ امر عند الاطلاق طلب وجوبى متبادر است . تبادر علامت حقيقت است ، پس : موضوع له و معناى عرفى ( امر ) طلب وجوبى است .
* مراد از عبارت ( و يؤيّده . . . ) چيست ؟