تشريح المسائل
* موضوع بحث در امر چهارم چيست ؟
در تفاوت مسئله اجزاء با دو مسئله مرّه و تكرار است .
* انما الكلام در چيست ؟
در اين است كه : آيا مىتوان گفت بحث اجزاء نيز همان بحث مرّه و تكرار است به عبارت ديگر آيا مىتوان گفت :
1 - كسى كه مىگويد انجام مأمور به مكفى است ، مرادش اين است كه يك مرتبه انجام دادن كافى است ؟
2 - و كسى كه مىگويد يك بار انجام دادن مجزى نيست ، مرادش اين است كه بايد مأمور به مكررا واقع شود ؟
به عبارت ديگر : آيا مىتوان گفت كه اين دو مسئله باطنا يكى هستند ، چرا كه اجزاء مساوى مرّه است ، همانطور كه عدم اجزاء مساوى با تكرار است .
در نتيجه وجهى براى جدا آوردن آنها نيست ؟ و لذا جناب آخوند پاسخ مىدهد : خير ، چونكه به دو جهت فرق ميان اين دو آشكار است :
1 - بحث در مرّه و تكرار در تشخيص و تعيين مأمور به است كه آيا مأمور به ايجاد اصل طبيعت است يا ايجاد طبيعت مرة است يا ايجاد طبيعت مكررا است ؟ و حال آنكه در مسئله اجزاء نزاعى در اصل مأمور به نداريم بلكه مأمور به مشخص است و به تعبير ديگر هريك از امر واقعى و اضطرارى و ظاهرى متعلّق امر بوده و امر كاملا واضح است .
بحث ما در مسئله اجزاء در اين است كه : آيا انجام مأمور به كه مشخص و معين است كفايت مىكند يا نه ؟ به عبارت ديگر :
1 - بحث در مرّه و تكرار صغروى است ، چرا كه سخن در اين است كه مدلول صيغهء امر كداميك از مرّه و تكرار است ، بدون اينكه پاى حكم عقلى در ميان باشد ، و لذا بحث لفظى و صورى است .
2 - بحث در مسئله اجزاء كبروى است چرا كه سخن در اين است كه آيا انجام مأمور به عقلا مجزى و مكفى است به نحوى كه مكلّف پس از امتثال امر ديگر مكلّف به اعاده و قضاء نباشد يا كه اينطور نيست و لذا بحث در اين مسئله عقلى و معنوى است .