تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
يكى از حضار مجلس كه از طائفهء اشعريهاى قم بود گفت : وضع برادرش جعفر چگونه بود ؟ و مقام او در مقابل حسن بن على چگونه است ؟ در پاسخ گفت : جعفر كيست كه از وضع او پرسش شود يا او در رديف حسن قرار داده شود ! جعفر كسى است كه آشكارا مرتكب فسق مىشود ، و هرزگى مىكند هميشه مست شراب است ، پست‌ترين مردى است كه من ديده‌ام ، و بىآبروترين مردمان ، و سبك ، و خود باخته است ، و هنگامى كه حسن بن على از دنيا رفت حالتى بر خليفه و يارانش دست داد كه من در شگفت شدم و گمان نداشتم در مرگ هيچ كس چنين شود ، زيرا چون حسن بن على بيمار شد خليفه پيش پدرم فرستاد كه ابن الرضا بيمار شده ! پدرم همان ساعت سوار شده بدار الخلافة رفت ، سپس شتابانه بازگشت و پنج تن از خدمتگزاران مخصوص خليفه با او بودند كه همگى از معتمدين و نزديكان او بودند و در ميان ايشان بود نحرير ( يكى از دربانان مخصوص خليفه ) و بايشان دستور داد پيوسته ملازم خانهء حسن بن على باشند و از حال او آگاه باشند ، آنگاه به چند تن از پزشكان پيغام داد كه بعيادت او بروند و هر صبح و شام از او ديدن كنند ، و چون دو سه روز گذشت گزارش دادند كه ( بيماريش سخت شده و ) ناتوان گشته ، پدرم به دكترها دستور داد در خانه‌اش بمانند و بيرون نروند ، و پيش قاضى القضاة فرستاده هنگامى كه آمد به او دستور داد ده تن از كسانى كه بدين و امامت و پرهيزكارى ايشان اطمينان دارد حاضر كند ، و ( چون آمدند ) همه را بخانهء حسن عليه السّلام فرستاد ، و دستور داد شب و روز در آنجا بمانند ، و آنها هم چنان آنجا بودند تا اينكه آن جناب از دنيا رفت . و چون خبر وفات او پراكنده شد شهر سامره يكپارچه شيون شد ، بازارها تعطيل گشت ، و بنى