تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
2 - و از على بن عمرو نوفلى روايت كرده كه گفت : من در خدمت حضرت هادى عليه السّلام در صحن خانه‌اش بودم كه فرزندش محمد بر ما گذر كرد ، من به آن حضرت عرضكردم : قربانت گردم امام ما پس از شما اين است ؟ فرمود : نه امام و صاحب شما پس از من حسن خواهد بود . 3 - و از عبد اللَّه بن محمد اصفهانى روايت كند كه گفت : حضرت هادى به من فرمود : امام و صاحب شما پس از من كسى است كه بر ( جنازهء ) من نماز بخواند ، گويد : ما پيش از آن حضرت ابا محمد امام حسن را نمىشناختيم ، و پس از اينكه حضرت هادى از دنيا رفت ، حضرت ابا محمد بيامد و بر پدر خويش نماز خواند . 4 - و از على بن حفص روايت كند كه گويد : هنگامى كه فرزند حضرت هادى يعنى محمد از دنيا رفت من حاضر بودم كه بحسن ( فرزند ديگر خود ) فرمود : پسر جانم خدا را شكرى تازه كن كه در بارهء تو امر خود را تازه كرد ( يعنى با بودن محمد گمان ميرفت كه او امام باشد و با مرگ او در تو متعين شد ) . 5 - و از احمد بن محمد . . . انبارى روايت كند كه گفت : من در هنگام از دنيا رفتن محمد بن على ( همان حضرت سيد محمد معروف ) حاضر بودم ، پس حضرت هادى عليه السّلام به خانه آمد و تختى براى او گذاردند ، و آن حضرت روى آن تخت نشست و خانوادهء او دور آن تخت بودند و فرزندش حضرت ابو محمد ( امام حسن عسكرى ) نيز در گوشهء ايستاده بود ، و چون از كار تجهيز فرزندش محمد بن على فارغ شد