متوكل خانهء براى او تخليه كرده و او را بدان جا منتقل نمودند . ( اين است رسم متوكلها در پذيرائى از ميهمان عزيزى كه با آن همه اظهار اشتياق و گرمى او را دعوت ميكنند ) .
ابن قولويه ( بسند خود ) از صالح بن سعيد روايت كند كه گفت : روزى كه حضرت هادى عليه السّلام بسامرا وارد شد من خدمتش رفته به او عرضكردم : قربانت گردم اينان در همه جا ميخواهند نور شما را خاموش كنند و از قدر شما بكاهند تا جايى كه شما را در اين كاروانسراى كثيف و بدنام : كاروانسراى گدايان جا دادهاند ؟ فرمود : اى پسر سعيد تو نيز چنين فكر ميكنى ( و هنوز در اين پايه از معرفت ما هستى ) ؟ سپس با دست اشاره كرده ناگاه بوستانهائى با طراوت ، و نهرهائى روان ، و باغهائى ديدم كه در آن دخترانى نيكو و خوشبو و پسر بچهگانى چون مرواريد در صدف درخشان بودند ، پس چشم من از ديدن آن منظره خيره و شگفتم بسيار شد ، آنگاه فرمود : اى پسر سعيد ما هر كجا باشيم اين نعمتها براى ما مهياست ، ما در كاروانسراى گدايان نيستيم ! ؟ .
( 30 ) و حضرت هادى عليه السّلام در مدت اقامتش در سامرا مورد احترام بود و در ظاهر آن حضرت را گرامى و ارجمند ميداشتند ، و متوكل كوشش بسيار ميكرد كه نيرنگى بدان حضرت بزند ولى نتوانست ، و براى آن جناب با متوكل داستانها و سخنانى است كه نقل آنها موجب طولانى شدن كتاب گردد ، و در آن داستانها معجزات و نشانههاى آشكارى براى آن جناب مىباشد كه اگر بخواهيم همهء آنها را در اينجا بيان كنيم از مقصود اصلى خود باز خواهيم ماند .
امام هادى عليه السّلام در ماه رجب سال دويست و پنجاه و چهار در سامرا از دنيا برفت و در خانهء خود آن حضرت او را دفن كردند ، و فرزندانى كه بجاى گذارد يكى حضرت ابا محمد حسن بن على است كه
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 299
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٩٩