تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
من نتوانستم آن دواء را بدست آورم ، و پزشك ( كه از تحصيل دواء مأيوس شد ) از در بيرون رفت ، بلافاصله خادم حضرت هادى عليه السّلام وارد شد و كيسهء براى من آورد كه همان دواء در آن بود و به من گفت : امام هادى تو را سلام رسانده و فرموده اين دواء را تا چند روز بخور ، من آن را گرفته و خوردم و بهبودى يافتم . محمد بن على گويد : پس زيد بن على به من گفت : كجايند غاليان ( آنان كه در بارهء أئمهء اطهار غلو كنند ) كه اين حديث را بشنوند ؟ ! .

باب ( 30 ) جريان آمدن حضرت هادى عليه السّلام از مدينه بسامرا و وفات آن حضرت در آن سرزمين ، و بيان سبب وفات ، و عدد فرزندان و شمهء از احوال آن جناب

بدان كه سبب اينكه حضرت هادى عليه السّلام را از مدينه بسامرا آوردند اين شد كه عبد اللَّه بن محمد متصدى كار جنگ و خواندن نماز در شهر مدينه بود ، و پيش متوكل از حضرت هادى عليه السّلام سعايت و بدگوئى كرد ، و پيوسته قصد آزار آن جناب را داشت ، امام هادى عليه السّلام كه از جريان سعايت او آگاه شد نامهء بمتوكل نوشت و در آن نامه جريان آزار كردن عبد اللَّه بن محمد به او و دروغگوئى او را در آن
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 296 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى