حلال گردد ، اين چگونه زنى است ؟ و براى چه حلال مىشود و از چه رو حرام ميگردد ؟ يحيى گفت : به خدا من بپاسخ اين پرسش راهبر نيستم و جهت حلالشدنها و حرامشدنها را نميدانم اگر صلاح بدانيد پاسخ آن را بفرمائيد تا بهرهمند شويم ؟ حضرت فرمود : اين زنى است كه كنيز مردى بوده و بامداد مرد بيگانهء ديگرى بر او نگاه كرد و آن نگاه حرام بود ، و چون روز بالا آمد او را از آقايش خريد پس بر او حلال شد و چون ظهر شد آزادش كرد ، پس با آزاد شدن حرام شد ، چون عصر شد او را بزناشوئى گرفت و بر او حلال شد ، و چون غروب شد ظهارش كرد ( يعنى به او گفت : پشت تو مانند پشت مادر من است كه آن را اظهار ميگويند و در اسلام احكامى دارد از آن جمله اينكه با گفتن اين جمله زن گوينده ) بر او حرام مىشود ، و چون هنگام عشاء شد كفارهء ظهار را داد و بر او حلال شد ، و چون نيمهء شب شد بيك طلاق او را طلاق داد پس حرام شد ، و چون سپيده زد او را رجوع كرد پس بر او حلال شد ! .
مأمون بحاضران در مجلس كه از خاندان او بودند رو كرده گفت : آيا در ميان شما هيچ كسى هست كه از اين مسأله چنين پاسخى بگويد يا مسألهء پيشين را بدان تفصيل كه شنيديد بداند ؟ گفتند : نه به خدا ! همانا امير المؤمنين داناتر است به آنچه خود ميانديشد ، مأمون گفت : واى بر شما اين خانواده در ميان همهء مردم مخصوص بفضيلت و برترى گشتهاند و كودكى و خردسالى جلوگيرى ايشان از كمال نيست ! آيا ندانستهايد كه رسول خدا ( ص ) دعوت خويش را با خواندن و دعوت كردن از امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام گشود و على در آن هنگام ده ساله بود ، و رسول خدا ( ص ) اسلام او را پذيرفت و بدان حكم فرمود ، و جز على كس ديگرى را رسول خدا ( ص ) در آن سن بدين اسلام دعوت نفرمود ، و نيز با
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٧٦