تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
جعفر شدند و اينان بفطحية ملقب شدند و ملقب‌شدنشان به اين لقب بدان جهت بود كه پاهاى عبد اللَّه ، افطح ( يعنى پهن ) بود ، و برخى گفته‌اند اين لقب براى آن بود كه خوانندهء ايشان بامامت عبد اللَّه مردى بود كه او را عبد اللَّه بن افطح ميگفتند . و اسحاق پسر ( ديگر ) آن حضرت مردى دانشمند و شايسته و پارسا و پرهيزكار بود ، و اهل حديث از او احاديثى روايت كرده‌اند ، و ابن كاسب ( يكى از محدثين ) هر گاه از او حديث ميكرد ميگفت : براى من حديث كرد راستگوى پسنديده : اسحاق بن جعفر ، و اسحاق از كسانى بود كه معتقد بامامت برادرش موسى بن جعفر عليهما السّلام بود ، و از پدرش در بارهء امامت موسى بن جعفر عليهما السّلام حديث نقل كرده است . و محمد بن جعفر ( يكى ديگر از پسران آن حضرت است كه ) مردى با سخاوت و دلاور بود ، و روزها يك روز روزه ميگرفت و يك روز افطار ميكرد و مانند زيديه معتقد بود كه امام كسى است كه با شمشير خروج كند . و از همسرش خديجة دختر عبد اللَّه بن الحسين روايت شده كه گفت : نشد روزى كه محمد با جامهء از خانه بيرون رود و آن را بمستمندان نپوشاند ، و چون بازمىگشت آن را به ديگران داده بود ، و چنان بود كه روزى يك گوسفند براى واردين و مهمانان خود ميكشت ، و در سال صد و نود و نه هجرى در زمان خلافت مأمون از مكه خروج كرد و طايفهء زيديه و جارودية بهمراهيش بيرون آمده بر عليه مأمون قيام كردند ، عيسى جلودى از طرف مأمون بجنگ با محمد بن جعفر آمد و لشكرش را پراكنده ساخته و محمد را دستگير نموده بسوى مأمون فرستاد ، چون محمد ( بطوس ) رسيد ، مأمون او را گرامى داشته پيش خود نشانيد و