كه مادر اينان ام ولد بود ( 7 ) عباس ( 8 ) على ( 9 ) اسماء ( 10 ) فاطمة كه هر كدام از مادرى بودند .
[ شرح حال اسماعيل ]
( 30 ) و اسماعيل بزرگترين پسران آن حضرت بود و امام صادق عليه السّلام او را بسيار دوست ميداشت و نسبت به او نيكى و محبت بيش از ديگران مينمود ، گروهى از شيعه بخاطر اينكه بزرگتر از پسران ديگر بود و علاقه و دوستى پدر به او بيشتر بود گمان كردند كه او پس از پدر بزرگوارش امام و جانشين او است ولى اسماعيل در زمان زنده بودن حضرت صادق ( ع ) در عريض ( كه نام درهاى ايست در نزديكى مدينه ) از دنيا برفت ، و مردم جنازهاش را از آنجا تا بمدينه با دوش نزد امام صادق ( ع ) آوردند و در قبرستان بقيع دفن كردند .
و روايت شده كه حضرت در مرگ او بسيار بيتابى كرد و اندوه زيادى آن جناب را فرا گرفت ، و دنبال تابوت او بىرداء با پاى برهنه ميرفت ، و دستور فرمود تابوت او را پيش از دفن چند بار به زمين نهادند و هر بار حضرت مىآمد و پارچه از روى صورتش برميداشت و در روى او نگاه ميكرد و مقصودش از اين كار اين بود كه مرگ او را پيش چشم آنان كه گمان امامت و جانشينى او را پس از پدر بزرگوارش داشتند مسلم كند ، و شبههء آنان را در زنده بودن اسماعيل بر طرف كند .
و چون اسماعيل از دنيا رفت اصحاب امام عليه السّلام آنان كه گمان امامت او را پس از امام صادق عليه السّلام داشتند از اين عقيده بازگشتند ، و گروهى اندك كه نه در زمرهء نزديكان امام عليه السّلام بودند و نه از راويان حديث از آن بزرگوار بلكه گروهى از مردمان دور دست و بىخبر از جريان كار امامت بودند گفتند :
اسماعيل زنده است و امام پس از پدرش او است و به اين عقيده باقى ماندند .
و چون امام صادق عليه السّلام از دنيا رفت گروهى معتقد بامامت موسى بن جعفر عليه السّلام شدند ، و ديگران