تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
كتاب و سنت در بارهء آنچه ما در آن اختلاف كنيم بما سود بخشد بطورى كه اختلاف را از ميان ما بردارد و اتفاق در ميان ما برقرار سازد ؟ شامى گفت : آرى ، هشام گفت : پس چرا ما و تو اختلاف كرده‌ايم و تو از شام بنزد ما آمده‌اى و گمان ميكنى كه رأى ( يعنى برأى خويش عمل كردن ) راه دين است ، و خود اقرار دارى كه رأى نميتواند دو نفر كه با هم اختلاف دارند بيك حرف ( و بر سر يك سخن ) گرد آورد شامى خاموش شد و در فكر فرو رفت ، امام صادق عليه السّلام به او فرمود : چرا سخن نميگوئى ؟ شامى گفت : اگر بگويم ما اختلاف نداريم بدروغ سخن گفته‌ام ، و اگر بگويم كتاب و سنت اختلاف را از ميان بر ميدارد بيهوده سخن گفته‌ام زيرا كتاب و سنت از نظر مدلول و مفهوم توجيهاتى مختلف دارند ( و آيه و حديث را گاهى چند جور مىشود معنى كرد ) ولى من مانند همين پرسش‌ها را از او ميكنم ، حضرت فرمود : از او بپرس تا ببينى كه در پاسخ آماده و سرشار است . پس آن مرد شامى بهشام گفت : چه كسى خير انديش‌تر از براى مردم است خداى ايشان يا خودشان ؟ هشام گفت : خداى ايشان ، شامى گفت : آيا خداوند براى ايشان كسى را بر پا داشته كه ايشان را متحد گرداند و اختلاف از ميانشان بردارد و حق را از براى آنان از باطل آشكار كند ؟ هشام گفت : آرى ، شامى گفت : آن كيست ؟ هشام گفت : اما در آغاز شريعت آن كس رسول خدا ( ص ) بوده ، و اما پس از رسول خدا ( ص ) ديگرى است ، شامى گفت : آن كس ديگر جز پيغمبر كه در حجت جانشين او است كيست ؟ هشام گفت : در اين زمان يا پيش از آن ؟ شامى گفت : در اين زمان ؟ هشام گفت : اينكه نشسته است يعنى حضرت صادق عليه السّلام ، كسى كه مردم از اطراف جهان بسويش رهسپار گردند و از روى دانشى كه به ارث از