ميخوابد ، ولى در مورد ربودن مال خواب نميرود ( يعنى گاهى ممكن است انسان مصيبت زده بمرگ فرزند يا دوست خواب به چشم او بيايد چون خود را بتقديرات و مقدرات الهى دلدارى دهد و جبران آن نتواند ، ولى مال انسان را كه مىبرند خواب را از چشم انسان ميگيرد چون ستمى بر او شده و هموار كردنش دشوار است ؟ ) آگاه باش به خدا بر تو نفرين خواهم كرد ! داود بريشخند گفت : آيا ما را بنفرين خود تهديد ميكنى ( و ميترسانى ) ؟ پس امام صادق عليه السّلام بخانهء خود بازگشت ، و پيوسته آن شب را بدعا و نماز گذراند تا چون هنگام سحر شد شنيدند كه در مناجات خود با خدا ميگويد : « اى كسى كه داراى قوتى توانا هستى ، و نيروئى سخت دارى ، و اى دارندهء عزتى كه همهء بندگانت در برابر آن زبون و خوارند اين ستمكار را از من بازگير و انتقام مرا از او بستان » پس ساعتى نگذشت كه صداى شيون برخاست و گفتند : داود بن على مرد .
3 - و ابو بصير روايت كند كه من بمدينه رفتم و كنيزكى همراه من بود پس من با او نزديكى كرده سپس از خانه بيرون رفتم كه ( براى غسل جنابت ) بحمام روم ، در كوچه بدوستان از شيعه برخوردم كه بنزد امام صادق عليه السّلام ميرفتند ، من ترسيدم كه اينان بر من پيشى گيرند و ديگر من نتوانم نزد آن حضرت شرفياب شوم ( با همان حال جنابت ) بهمراه ايشان رفتم تا وارد خانهء آن حضرت شدم ، چون برابر آن حضرت قرار گرفتم به من نگاه كرده فرمود : اى ابا بصير آيا ندانستهاى كه در خانه پيغمبران و فرزندان پيغمبران شخص جنب داخل نمىشود ؟ من از آن حضرت شرم كرده عرضكردم : اى فرزند رسول خدا من دوستان خود را ديدار كردم و ترسيدم ديگر دسترسى بديدار شما پيدا نكنم ، و از اين پس هرگز چنين كارى نخواهم كرد و بىدرنگ از نزد آن حضرت بيرون آمدم .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٧٩