كند ، و عمامه را بسرش ببندد ، و قبرش را چهارگوش كند ، و آن را چهار انگشت از زمين بالا آورد ، و هنگام دفن بندهاى كفن او را باز كند ، سپس به آن چهار تن گواه فرمود : بخانههاى خويش بازگرديد خدايتان رحمت كند .
( امام صادق فرمايد : ) من گفتم : پدر جان ! چه چيز در اين جريان بود كه گواه بر آن گرفته شود ؟ ( و ممكن است لفظ « ما » نافيه باشد ، يعنى اين مطلبى نبود كه نيازى بگواه گرفتن داشته باشد ؟ ) فرمود : پسر جان ! خوش نداشتم كه ديگران بر تو غلبه كنند و بگويند : به او وصيت نكرده ، و خواستم تو در اين كارها برهانى داشته باشى .
و مانند اين حديث بسيار است ، و حديث لوح را پيش از اين ياد آور شديم كه در آن از جانب خداى تعالى نص بر امامت آن جناب رسيده ، و گذشته از آن آنچه پيش از اين گفتيم : كه عقول و خرد مردمان دلالت كند بر اينكه امام نميباشد جز آنكه برتر باشد ( آن نيز ) دليل بر امامت آن حضرت است ، زيرا برترى آن جناب در علم و زهد و عمل ، بهمهء برادران و پسر عموها و ديگر مردمان آن زمان آشكار شد .
از اينها نيز كه بگذريم دليلهائى كه دلالت كند بر اينكه امام بايد معصوم از گناه باشد مانند عصمت پيمبران ، و نيز بايد كامل در علم و دانش باشد ، و چون بنگريم آنان كه در زمان آن حضرت ادعاى امامت در بارهشان شده عصمت نداشته ، و در علم دين بسر حد كمال نرسيده بودند ، اين خود دليل ديگرى بر امامت آن بزرگوار است ، زيرا چنانچه سابقا گفتيم بناچار بايد در هر زمانى امامى معصوم در زمين باشد .
[ شمه اى از معجزات آن حضرت ]
و در رواياتى كه مردم در بارهء معجزات و نشانههاى امامت كه بدست آن بزرگوار آشكار شد دليل ديگرى بر امامت و حقانيت او است ، و برهانى است بر بطلان گفتار آن كس كه امامت را براى ديگران ادعا كردهاند .