تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
از فضيلت آن حضرت سخن بميان آمد ، آن جناب فرمود : ما را بس است كه از شايستگان قوم خود باشيم . 8 - حسن بن محمد ( بسند خود ) از طاوس يمانى برايم حديث كرد كه گفت : شبى ( در مسجد الحرام ) داخل حجر اسماعيل شدم ديدم على بن الحسين عليهما السّلام وارد شد ، پس به نماز ايستاد و بسيار نماز خواند سپس به سجده رفت ، گويد : با خود گفتم : اين مرد صالحى است از خاندانى نيك بايد بدعاى او گوش دهم ( و آن را ياد گيرم ) پس شنيدم در سجده ميخواند ( دعائى را كه ترجمه‌اش چنين است ) : « بندهء كوچك بدر خانهء تو آمده ، مستمندت بدر خانه تو آمده ، نيازمند تو بدر خانه‌ات آمده ، درخواست‌كننده‌ات بدر خانهء تو آمده » طاوس گويد : در هيچ اندوه و گرفتارى اين دعا را نخواندم جز اينكه آن گرفتارى بر طرف شد . 9 - و نيز ( بسند خود ) از ابراهيم بن على از پدرش براى من روايت كرده كه گفت : با حضرت على بن الحسين عليهما السّلام حج بجا آوردم ، پس ( در راه ) شتر از رفتن كندى كرده آن جناب با چوبى كه در دست داشت بشتر اشاره كرده آنگاه فرمود : آه اگر قصاص نبود ( تو را ميزدم ) و دست خود را از آن شتر به عقب كشيد . 10 - و به همان سند روايت كرده كه گفت : على بن الحسين عليهما السّلام پياده حج بجا آورده ، و از مدينه تا مكه بيست روز راه برفت . 11 - و نيز حسن بن محمد ( بسندش ) از زرارة بن اعين برايم حديث كرد كه گفت : از گويندهء