4 - و از آن جمله است اينكه امامت به تنهائى در عترت پيغمبر ( ص ) بوده بدليل عقل و نيز خبرى كه از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله رسيده ، و گفتار آن كس كه امامت را در بارهء محمد بن حنفيه ادعا كند فاسد است ، زيرا نصى در بارهء امامت او نرسيده ، پس ثابت گردد كه امام على بن الحسين ( ع ) مىباشد ، زيرا كسى جز در بارهء محمد بن حنفيه ادعاى امامت براى ديگرى نكرده ، و او نيز از اين منصب بيرون است به آنچه بيان كرديم .
5 - و از آن جمله است تصريحى كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله نسبت بامامت آن جناب رسيده در آن حديثى كه معروف بحديث لوح است ، و حديث مزبور را جابر از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده ، و نيز امام باقر ( ع ) از پدرش از جدش از حضرت فاطمه دختر رسول خدا ( ص ) آن را حديث كرده ( مترجم گويد : حديث لوح را ثقة الاسلام كلينى ( ره ) در كافى ، و صدوق در عيون اخبار الرضا ، و شيخ در كتاب غيبت ، و طبرسى در احتجاج ، و نيز طبرسى در اعلام الورى و ابن شهر آشوب در مناقب و ديگر محدثين رضوان اللَّه عليهم روايت كردهاند و هر كه از متن و ترجمهء آن بخواهد استفاده كند به جلد دوم اثبات الهداة صفحه 285 - 289 مراجعه كند ) و ديگر تصريحى است كه جدش امير المؤمنين عليه السّلام در زمان زنده بودن پدرش حسين در بارهء امامت او فرمود و اخبارى در اين باره رسيده ، و همچنين ( نشانهء ديگر بر امامت آن حضرت ) وصيت پدرش حسين ( ع ) به آن حضرت و آنچه حسين ( ع ) نزد ام سلمة بامانت گذارد و طلبيدن آن را از ام سلمة براى آن كس كه پس از او بيايد نشانهء امامت او قرار داد .
( جريان چنان كه شيخ ( ره ) در كتاب غيبت روايت كرده اين بود كه چون حسين ( ع ) متوجه بسوى عراق شد وصيت و كتابها و چيزهاى ديگرى كه نزد آن جناب بود بام سلمه سپرد و فرمود : هر گاه بزرگترين فرزندم نزد تو آمد و اينها را از تو خواست به او بده و بدان كه او امام پس از من است و نقل كند كه چون حسين ( ع ) شهيد شد على بن الحسين عليهما السّلام بنزد ام سلمة آمد و آنها را از او خواست و ام سلمة هر چه حسين ( ع ) به او سپرده بود تسليم آن جناب كرد ، و در روايات ديگرى است كه حسين ( ع ) اين كار را نسبت بدخترش فاطمه انجام داد و امانتها را به او سپرد ) و اين خود بابى است كه هر كه اخبار را زير و رو كرده باشد آن را به خوبى ميداند ، و ما در اين كتاب نخواستيم همهء آنها را بيان كنيم كه در مقام استقصاء و كوشش و تحقيق كامل برآئيم ( و همين مقدار براى اثبات مقصود كافى است ) .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٤٠