و سه سال ، و پس از پدرش سى و چهار سال زنده بود ، و در سال نود و پنج هجرى در مدينه از دنيا رفت ، و در آن روز پنجاه و هفت سال از عمر شريفش گذشته بود .
امامت آن جناب سى و چهار سال بود ، و در بقيع كنار قبر عمويش حسن بن على عليهما السّلام دفن شد و امامت براى او براههائى ثابت شد :
1 - باينكه آن حضرت پس از پدر بزرگوارش در علم و عمل برترين مردمان بود ، و امامت براى چنين كسى است كه برتر از ديگران باشد نه براى آن كس كه ديگرى از او برتر باشد و گواه بر اين سخن خردهاى مردم خردمند است .
2 - و از آن جمله اينكه او نزديكتر بپدرش حسين ( ع ) بود و از جهت فضيلت و نژاد سزاوارتر بجانشينى او از ديگران بود ، و كسى كه به امام پيشين نزديكتر باشد سزاوارتر بجانشينى او است از ديگران و گواه آن آيهء ذوى الارحام است ( يعنى گفتار خداى تعالى : «
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ
. . . و خويشاوندان برخى از ايشان سزاوارترند ببرخى در كتاب خدا . . . » سورهء انفال آيهء 75 ) و داستان حضرت زكريا ( ع ) كه گفت : «
وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
. . . . و همانا ترسيدم خويشاوندانم را از من و زنم نازا است پس ببخش مرا از نزد خود فرزندى كه ارث برد از من و ارث برد از خاندان يعقوب . . . » سورهء مريم آيهء 4 ) .
3 - و از آن جمله است اينكه در هر زمان بدليل عقل واجب است امام و پيشوائى باشد ، و ادعاى هر كس كه مدعى امامت بود در زمان على بن الحسين ( ع ) يا هر كس كه ديگران ادعاى امامت او را ميكردند جز آن حضرت فاسد است ، و در نتيجه امامت او ثابت گردد ، زيرا محال است خالى بودن هر زمانى از امام ( و راهنماى دينى ) .