تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
خويشاوندى خود را بريد ، و حق مرا ناديده گرفت ، و در سلطنت من بنزاع با من برخاست ، پس خدا با او چنان كرد كه ديدى ؟ على بن الحسين عليه السّلام فرمود : « نرسد مصيبتى بشما در زمين و نه در خودتان جز اينكه در كتابى است ( و مقدر شده ) پيش از آنكه آن را بيافرينيم ، و همانا آن بر خدا آسان است » ( سورهء حديد آيهء 22 ) يزيد بپسرش خالد گفت : پاسخش را بده ، خالد ندانست چه بگويد ، پس يزيد گفت : « آنچه بشما رسد از مصيبتها ( و پيش آمدها ) پس بواسطهء چيزى است كه خودتان فراهم كرده‌ايد و خدا درگذرد از بسيارى » ( سورهء شورى آيهء 30 ) ( مترجم گويد : على بن ابراهيم اين حديث را در تفسير پس و پيش نقل كرده يعنى در آغاز سخن يزيد و خواندن او آيهء سورهء شورى را نقل نموده و در پايان سخن زين العابدين و پاسخش را بآيهء سورهء حديد روايت كرده است و آن ظاهرتر است و ميان دو روايت اختلافات ديگرى نيز هست كه هر كه خواهد بصفحهء 603 تفسير على بن ابراهيم مراجعه نمايد ) سپس زنان و كودكان را خوانده پيش روى خود نشانيد و وضع لباس و هيئت آنان را نامناسب ديد پس گفت : خدا روى پسر مرجانه ( عبيد اللَّه بن زياد ) را زشت كند ، اگر ميانهء شما خويشاوندى و نزديكى بود اين كار را با شما را نميكرد و شما را باينحال نمىفرستاد . فاطمه دختر حسين عليه السّلام گويد : چون ما پيش روى يزيد نشستيم دلش به حال ما سوخت پس مردى سرخ رو از مردم شام برخاسته گفت : اى امير المؤمنين اين دخترك را به من ببخش و مقصودش من بودم كه بهرهء از زيبائى داشتم ، من به خود لرزيدم و گمان كردم چنين كارى خواهد شد ، پس جامهء عمه‌ام زينب را گرفتم و زينب كه ميدانست چنين كارى نخواهد شد به آن مرد شامى گفت : به خدا دروغ گفتى و خود را پست كردى ، به خدا
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 125 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى