شيون كردند زنان بنى زياد شيونى * مانند شيون زنان ما در بامداد روز ارنب سپس عمرو گفت : اين شيون ( امروز ) در برابر شيون عثمان ( كه زنان بنى اميه بر او كردند ) آنگاه بمنبر رفته مردم را از كشته شدن حسين بن على آنگاه نمود و بر يزيد بن معاويه دعا كرده از منبر به زير آمد .
و برخى از دوستان عبد اللَّه بن جعفر ( شوهر حضرت زينب كه دو پسرش در كربلا شهيد شدند ) بنزد عبد اللَّه رفته خبر كشته شدن دو پسرش را به او داد ، عبد اللَّه گفت : «
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
» پس ابو السلاسل غلام عبد اللَّه گفت : اين اندوهى است كه ما از ناحيهء حسين بن على داريم ( و او باعث اين مصيبت شد ؟ ) عبد اللَّه نعلين خود را به او زده او را از نزد خود دور كرده گفت : اى پسر زن لخناء ( دشنامى است در عرب ) آيا در بارهء حسين عليه السّلام چنين گوئى ؟ به خدا اگر من در خدمت آن حضرت بودم هر آينه دوست ميداشتم از او دور نشوم تا در كنارش كشته شوم ، به خدا چيزى كه مرا از آن دو خوشنود مىكند و در مرگشان دلدارى به من ميدهد اين است كه آن دو در ركاب برادر و پسر عمويم كشته شدند و جان خود را در راه ياريش داده در بارهء او شكيبائى ورزيدند ، سپس رو به همنشينان خود كرده گفت : سپاس خداوندى را كه گران كرد بر من شهادت حسين را و اگر من بدست خود ياريش نكردم دو فرزندم او را يارى كردند .
ام لقمان دختر عقيل بن ابى طالب چون خبر كشته شدن حسين و همراهانش را شنيد سر و روى باز با خواهرانش ام هانى ، و اسماء ، و رملة ، و زينب ، دختران عقيل از خانه بيرون آمده براى كشتههاى خود در كربلا ميگريست و ميگفت :