آمادهء رفتن بشام كنند ، و دستور داد على بن الحسين عليه السّلام را غل و زنجير گران بگردنش نهادند ، سپس ايشان را بدنبال سرها با محفر بن ثعلبهء عائذى و شمر بن ذى الجوشن روان كرد ، پس آنان را بياوردند تا بدان گروهى كه سرها با ايشان بود رسيدند ، و على بن الحسين عليه السّلام در تمام راه با كسى سخن نگفت چون بدر قصر يزيد رسيدند ، محفر بن ثعلبه آواز خويش بلند كرده گفت : اين محفر بن ثعلبه است كه مردمان پست نابكار را نزد امير المؤمنين آورده ؟ زين العابدين عليه السّلام فرمود : آن كس كه مادر محفر زائيده پستتر و بدنهادتر است ! ( راوى ) گويد : هنگامى كه سرها را پيش روى يزيد نهادند و در ميان آنها سر حسين عليه السّلام بود يزيد گفت :
1 - پس شكافته شد سرها از مردانى گرامى بر ما و اينان نافرمانان و ستمكارانى بودند .
يحيى بن حكم برادر مروان بن حكم كه پيش يزيد نشسته بود گفت :
2 - هر آينه سرها ( ئى كه ) كنار طف ( و كربلا جدا شد ) در خويشاوندى نزديكتر از پسر زياد بندهاى است كه داراى نژاد پستى است ( يا نژادى كه بدروغ خود را بدان بندد ) .
3 - اميه ( سر سلسلهء بنى اميه ) روزگار را بشب رساند و دودمانش بشمارهء ريگها است ، اما دختر رسول خدا دودمانى ندارد ؟ ! .
يزيد دست بر سينهء يحيى بن حكم زده گفت : خموش باش ( يعنى در چنين وقتى بر كمى فرزندان فاطمه دريغ و افسوس ميخورى ؟ ) سپس بعلى بن الحسين عليه السّلام گفت : اى پسر حسين پدرت با من
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٢٤