عرضكرد : اجازه فرما او را بزنم زيرا كه او مردى فاسق و از دشمنان خدا و ستمكاران بزرگ است و اكنون خداوند كشتن او را براى ما آسان ساخته ؟ حسين عليه السّلام فرمود : او را نزن زيرا من خوش ندارم آغاز بجنگ ايشان كنم .
سپس حضرت عليه السّلام شتر خود را خواست و سوار بر آن شده با بلندترين آواز خود فرياد زد : اى مردم عراق - و بيشتر آنان مىشنيدند - فرمود : اى گروه مردم گفتار مرا بشنويد و شتاب نكنيد تا شما را بدان چه حق شما بر من است پند دهم ، و عذر خود را بر شما آشكار كنم پس اگر انصاف دهيد سعادتمند خواهيد شد و اگر انصاف ندهيد پس نيك بنگريد تا نباشد كار شما بر شما اندوهى سپس در بارهء من آنچه خواهيد انجام دهيد و مهلتم ندهيد ، همانا ولى من آن خدائى است كه قرآن را فرو فرستاد و او است سرپرست و يار مردمان شايسته ، سپس حمد و ثناى پروردگار را بجا آورد ، و به آنچه شايسته بود از او ياد كرد و بر پيغمبر خدا ( ص ) و فرشتگانش و پيمبران درود فرستاد ، و از هيچ سخنورى پيش از او و نه پس از آن حضرت سخنى بليغتر و رساتر از سخنان او شنيده نشد ، سپس فرمود : اما بعد ، پس نسب و نژاد مرا بسنجيد و ببينيد من كيستم سپس به خود آئيد و خويش را سرزنش كنيد و بنگريد آيا كشتن من و دريدن پرده حرمتم براى شما سزاوار است ؟ آيا من پسر دختر پيغمبر شما و فرزند وصى او نيستم ، آن كس كه پسر عموى رسول خدا و اولين كس بود كه رسول خدا ( ص ) را در آنچه از جانب پروردگارش آورده بود تصديق كرد ؟ آيا حمزه سيد الشهداء عموى من نيست ؟ آيا جعفر بن ابى طالب كه با دو بال در بهشت پرواز كند عموى من نيست ؟ آيا بشما
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٠٠