تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
و اين خود منقبتى است جداگانه براى آن حضرت كه بر همهء فضيلتهائى كه براى ديگران برشمرند چه حق باشد و چه باطل برترى دارد ، و كسى در اين فضيلت با او شركت نجست ، و مانند آن نتوانند آورد .

[ فصل ( 12 ) داستان فتح مكه و گرفتن على ع نامه حاطب بن ابى بلتعة را از آن زنى مه مأمور رساندن آن به قريش مكه بود ]

و از جمله فضائل آن حضرت اين بود : كه چون پيغمبر ( ص ) آهنگ فتح مكه فرمود ، از خداى تعالى خواست كه جريان كار او را ( از حركت و تجهيز لشكر و ديگر كارها را ) از قريش ( آنان كه در مكه بودند و با آن وجود مقدس دشمنى ميكردند ) پوشيده دارد ، تا بطور ناگهانى بر آن شهر درآيد ، و روى اين منظور همهء كارهاى مربوط به اين حركت و حمله و يورش را پنهانى انجام ميداد ، ولى ( با همهء اين احوال ) حاطب بن أبى بلتعة ( كه قبلا در مكه ميزيست و پس از آن اسلام اختيار كرد و بمدينه هجرت كرده بود ، و چون آب و ملكى در مكه نداشت و برخى از خاندان او نيز هنوز در مكه بودند ، ناچار بود كه با بزرگان مكه در تماس باشد ، و راه دوستى خود را با آنها نبندد ، و البته از آن مسلمانهاى محكم و پابرجائى نيز نبود كه بخاطر اسلام از همهء چيز در اين راه بگذرد ، و باصطلاح از مسلمانانى بود كه نان را بنرخ روز مىخورد ، و در عين حال كه مسلمان بود روابط خود را با مشركين مكه و سران قريش نگهداشته بود ، از اين رو ) نامه‌اى بأهل مكه نوشت ، و آنها را از تصميمى كه رسول خدا ( ص ) براى فتح مكه گرفته بود بوسيلهء آن نامه آگاه ساخت ، و آن نامه را بزنى سياه پوست كه در مدينه از راه گدائى روزگار ميگذرانيد و امرار معاش ميكرد سپرد ، كه آن را بسران قريش كه نامبر كرده بود برساند ، و براى اين كار دستمزد خوبى به او داد ، و به او دستور داد كه از بيراهه برود ( مبادا گرفتار شود و نامه بدست مسلمان بيفتد ) از آن سو بر رسول خدا ( ص ) وحى رسيد ، و جبرئيل جريان نامه‌نگارى او را بأهل مكه به آن حضرت خبر داد ، پس رسول خدا ( ص ) أمير المؤمنين عليه السّلام را طلبيد ، و به او فرمود : همانا
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 49 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى