تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
بر صحت آن ، و بىنياز از آوردن سندهاى آن است ، پس آنها بسيار است كه شرح آنها باعث طولانى شدن كتاب گردد ، و نقل شمهء از آن ما را از ذكر تمامى آنها بىنياز كند ان شاء اللَّه تعالى ، و هدف ما از نوشتن اين كتاب نيز بيش از اين نيست . از آن جمله است : كه پيغمبر ( ص ) در آغاز كار دعوت مردمان بسوى اسلام ، نزديكان فاميل و تيرهء خود را گرد آورد ، و اسلام را بر ايشان عرضه داشت ( و پيشنهاد پذيرش اين دين را به آنان فرمود ) و از آنها در برابر دشمنان و كافران يارى خواست و استمداد كرد ، و در برابر پذيرش اسلام و ياريش براى آنها در بزرگى و بلندى در دنيا ، و پاداش بهشت را در آخرت ، به عهده گرفت و ضمانت فرمود ، پس هيچ يك از آنها جز أمير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام پاسخش نداد ( و تنها او بود كه پيشنهاد او را پذيرفت ) و با اين جريان رسول خدا منصب برادرى و وزارت خودش ، و وصى و وارث بودن و جانشينى خويشتن را به او ارزانى فرمود ، و بهشت را نيز بر او واجب كرد ، و تفصيل اين جريان در داستان يوم الدار بود كه تاريخ نويسان اجماع بر درستى و صحت آن دارند ( و شرح قصه بدين قرار بود ) كه ( 30 ) در آن روز رسول خدا ( ص ) فرزندان عبد المطلب را در خانهء ابو طالب گرد آورد ، و آنها در آن روز بنا بگفتهء راويان چهل نفر مرد بيك نفر كم و زياد بودند ، و دستور فرمود كه براى آنان خوراكى تهيه شود ( و آن خوراك عبارت بود ) از يك ران گوسفند و ده سير گندم ، و سه كيلو شير ، در صورتى كه هر يك نفر از آنان به خوردن يك گوسفند بره ، و هشت من آشاميدنى ( مانند شير و دوغ و مانند آنها ) در يك وعده شناخته شده بودند ، و آن حضرت با اين كار ، يعنى با فراهم ساختن خوراك كم ، و نوشيدنى اندك براى همهء آنها ، و سيرشدنشان با اين اندك چيزى كه يكنفر آنها را بطور معمول سير نميكرد ، ميخواست نشانهء ( پيغمبرى و نبوت خود را ) براى آنها آشكار نمايد ، سپس دستور داد كه آن خوراك را پيش آنها آوردند ، همهء آنها از آن اندك