تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
رسول خدا ( ص ) بودم ، و شبى كه نوبت ام حبيبه دختر ابو سفيان بود ( و بنا بود آن حضرت ( ص ) نزد ام حبيبه كه يكى از همسرانش بود بسر برد ) براى آن حضرت آب وضوئى آوردم ، پس به من فرمود اى انس هم اكنون از اين در بر تو درآيد ( و وارد شود ) أمير المؤمنين و بهترين اوصياء ، كسى كه در اسلام بر ديگران پيشى گرفته و دانشش از همه فزونتر ، و بردباريش بر ديگران بچربد ، انس گويد : من با خود گفتم : بار خدايا اين كس را ( كه رسول خدا ( ص ) توصيف كرد ) از قوم و قبيلهء من قرار ده ( و خلاصه آرزو داشتم كه يكى از فاميل من از در درآيد ) گويد : طولى نكشيد كه على بن ابى طالب عليه السّلام وارد شد رسول خدا ( ص ) نيز سرگرم وضوء گرفتن بود ، همين كه على عليه السّلام وارد شد رسول خدا ( ص ) آب وضو را ( كه در مشتش بود ) به روى على عليه السّلام پاشيد بطورى كه چشمان او پر از آب شد ، على عليه السّلام ( گمان كرد كه اين كردار از روى اعتراض و عيب گرفتن بر او است ، و كارى از او سر زده يا پيش آمد ديگرى شده كه انگيزه و سبب اين كردار گرديده ، از اين رو ) عرضكرد : اى رسول خدا آيا در من تازهء رخ داده ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود : جز خوبى چيز تازهء در تو رخ نداده ، تو از منى و من از تو ، قرض مرا ادا كنى ، و بعهد و پيمان من وفا كنى ، و تو مرا غسل دهى و در گورم نهى ، و ( احكام الهى را ) به گوش مردم رسانى ، و ( فرامين دين را ) پس از من براى آنان آشكار نمائى ، على عرضكرد : اى رسول خدا مگر خودت تبليغ احكام نكرده‌اى ؟ ( و به گوش مردم نرسانده‌اى كه من برسانم ؟ ) فرمود : چرا و ليكن تو براى آنان بيان كنى آنچه را كه پس از من در باره‌اش اختلاف كنند . 2 - و نيز مظفر بن محمد ( بسند ديگر ) برايم حديث كرد از ابن عباس كه رسول خدا ( ص ) بام سلمه
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 39 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى