رضى اللَّه عنها ( همسرش ) فرمود : ( آنچه ميگويم ) بشنو و بر آن گواه باش : اين على امير مؤمنان و آقاى اوصياء است .
3 - و نيز از معاوية بن ثعلبة حديث كرد كه گفت : بابى ذر غفارى رضى اللَّه عنه ( هنگام مرگش ) گفته شد : كه وصيت كن ! گفت : وصيت كردهام ، گفته شد : بكه وصيت كردهاى ؟ گفت : بأمير مؤمنان گفته شد : ( يعنى ) بعثمان ؟ گفت : نه ، به آن كه بحقيقت أمير مؤمنان است ( يعنى ) على بن ابى طالب عليه السّلام همانا او قوام و پايهء نظام زمين ، و تربيت دهندهء اين امت است ، اگر او را از دست دهيد زمين را و آنچه بر او است دگرگون خواهيد يافت .
4 - و حديث بريدة بن خضيب اسلمى ميان دانشمندان مشهور و معروف است بسندهائى كه شرح آن سخن را بدرازا كشد كه گفت : همانا رسول خدا ( ص ) به من ( و گروهى ديگر كه رويهم رفته هفت نفر بوديم ، و من ) هفتمين نفر از آن هفت نفر بودم ، و در ميان آنها ابو بكر و عمر و طلحه و زبير بودند ، دستور داد و فرمود : بعلى سلام كنيد بعنوان فرمانروائى و امارت مؤمنين ، ( يعنى به او بگوئيد : سلام بر تو اى أمير مؤمنان ) پس ما به همان نحو ( كه فرموده بود ) بر او سلام كرديم و ( اين در زمانى بود كه ) رسول خدا ( ص ) در ميان ما بود و زندگى ميكرد . ( يعنى على عليه السّلام در زمان زندگى پيغمبر ملقب به اين لقب يعنى « امير المؤمنين » گرديد ) .
و مانند اين اخبار بسيار است كه ذكر آنها كتاب را طولانى كند و اللَّه الموفق .
[ فصل ( 7 ) شمهاى از فضائل و مناقب آن حضرت ]
و اما منقبتهاى آن حضرت كه بواسطهء شهرتى كه دارد و تواتر نقل به آنها و اجماع علماء و دانشمندان