ميفرمود : منم صديق اكبر ، ايمان آوردم پيش از آنكه ابو بكر ايمان آورد ، و اسلام آوردم پيش از آنكه او اسلام آورد .
4 - و خبر داد مرا ابو نصر محمد بن حسين مقرى ( بسندش ) از أبى سخيله كه گفت : من و عمار براى بجا آوردن حج به مكه سفر كرديم پس ( سر راه ) بخانهء ابو ذر وارد شديم و سه روز نزد او مانديم ، همين كه خواستيم از نزدش كوچ كنيم به او گفتيم : اى ابا ذر ( اوضاع اسلام را دگرگون ميبينم ) و مردم به حال سرگردانى و اختلاف دچار شدهاند تو در اين باره چه ميانديشى ؟ ( و به نظر شما چه بايد كرد ؟ ) ابو ذر گفت : بكتاب خدا و على بن ابى طالب چنگ بزن ، و ملازم آن دو باش ، زيرا من گواهى دهم كه رسول خدا ( ص ) فرمود : على نخستين كسى است كه به من ايمان آورد ، و نخستين كسى است كه در قيامت با من دست دهد ، و اوست صديق اكبر ، و جداكنندهء ميانهء حق و باطل ، و او پناهگاه مؤمنين است چنانچه مال و دارائى پناهگاه ستمكاران است .
مؤلف ( ره ) گويد : اخبار در اين باره زياده از اندازه است ، و شواهد و گواه بر آن اخبار نيز نيز بسيار است از آن جمله ( 30 ) گفتار خزيمة بن ثابت انصارى ذو الشهادتين است ( كه جهت ملقب شدن او به اين لقب در باب اول گذشت ) كه محمد بن عمران مرزبانى ( بسند خود ) از ابن عايشه براى من حديث كرد ، و او از خزيمة بن ثابت اين گفتار را كه در قالب چند شعر است روايت كرده ( و ترجمهء آن اشعار چنين است : )
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٧