على عليهما السّلام پرسيدم : أمير المؤمنين عليه السّلام در كجا دفن شد ؟ فرمود : در ناحيهء غريين پيش از سپيده دم به خاك سپرده شد ، و حسن و حسين و محمد ( حنفيه ) فرزندان آن حضرت ، و عبد اللَّه بن جعفر ( برادرزادهاش ، اين چهار تن ) وارد قبرش شدند ( و جنازه را در قبر گذاردند ) .
3 - و يعقوب بن يزيد ( بسند خود ) روايت كند كه بحسين بن على عليهما السّلام عرض شد : كه شما أمير المؤمنين را در كجا به خاك سپرديد ؟ فرمود : شبانه او را برداشتيم : و از سوى مسجد اشعث او را برديم تا رسيديم به پشت كوفه در كنار غريين و در آنجا او را دفن كرديم .
4 - و محمد بن زكريا ( بسندش ) از عبد اللَّه بن حازم حديث كند كه گفت : روزى با هارون الرشيد براى شكار از كوفه بيرون رفتيم ، پس بناحيهء غريين و ثويه ( كه جايى است پشت كوفه و قبر أبو موسى اشعرى در آنجا است ) رسيديم ، آهوانى را در آنجا ديديم ، پس بازها و سگها ( ى شكارى ) را به طرف آنها رها كرديم ، آنها ساعتى براى شكار آهوان دست و پا كردند ( ولى نتوانستند آنها را شكار كنند ) پس آن آهوان به تپهء ( كه در آنجا بود ) پناه بردند و بالاى همان تپه ايستادند ، ( ناگهان ديديم ) بازها در كنارى از آن تپه فرود آمدند و سگهاى شكارى بازگشتند ، هارون از اين جريان در شگفت شد ، سپس آهوان از تپه به زير آمدند بازها به طرف آنها پرواز كردند و سگها نيز بسوى آنها دويدند ، آهوان ( كه كه اين جريان را ديدند ) دوباره به آن تپه ( پناه بردند به آنجا ) رفتند ، بازها و سگها نيز ( آنها را رها ساخته ) بجاى خود بازگشتند ، و تا سه مرتبه اين جريان تكرار شد ، هارون الرشيد گفت : بشتاب برويد و هر كه ( در اين اطراف ) يافتيد او را نزد من بياوريد ( زيرا چنين مينمايد كه اين زمين مقدسى است و اسرارى در آن نهفته است ، گويد : ما بجستجو در آن اطراف پرداختيم ، ) پير مردى از قبيلهء
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٣