تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
از آن جمله است آنچه مشهور است و اخبار بيشمارى در اين باره رسيده و دانشمندان در نقل آن اتفاق دارند ، و دوست و دشمن آن را پذيرفته‌اند ، و آن داستان خيبر و كندن امير المؤمنين عليه السّلام با دست خود درب قلعه و پرتاب كردن آن بر زمين است ، و سنگينى آن باندازه‌اى بود كه كمتر از پنجاه نفر نمىتوانست آن را از جا بردارد . ( 30 ) و اين داستان را عبد اللَّه پسر احمد بن حنبل در حديثى از بزرگان و استادان خود نقل كرده ( و سند حديث را بجابر رساند ) كه جابر گفت : در روز جنگ خيبر پيغمبر ( ص ) پرچم را بدست على بن ابى طالب عليه السّلام داد و اين پس از آن بود كه در بارهء او دعا كرد ، پس على عليه السّلام بشتاب بسوى قلعه روان شد و ياران و همراهان ميگفتند : مدارا كن ( و قدرى آهسته رو ) تا اينكه بقلعه رسيد پس درب آن را با دست خود از جا كند و بر زمين افكند ، پس هفتاد تن از ما انجمن كردند و همهء كوششان آن بود كه در را برگردانند ، ( و نتوانستند ) . و اين نيروئى بود كه خداوند او را بدان مخصوص داشت و بوسيلهء او عادت را بهم زد و آن را نشانه و معجزهء او قرار داد .

[ فصل ( 74 ) داستان راهب و بيرون آوردن آب از چاه ]

و از آن جمله است آنچه تاريخ نويسان روايت كرده و داستان آن در ميان شيعه و سنى مشهور است تا آنجا كه شعراء آن را بشعر درآورده و سخنوران آن را در خطبه‌هاى خويش آورده و دانشمندان آن را روايت كرده‌اند و آن داستان آن مرد ديرنشين در زمين كربلا و آن سنگ است و شهرت اين داستان ما را
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 334 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى