درآيد ( شرح اين جمله حديث و پارهء احاديث ديگر در فصل ( 4 ) از باب ( 1 ) گذشت مراجعه فرمائيد ) آگاه باشيد كه شما در اين سال در يك صف ( بدون امير ) حج خواهيد كرد ، و نشانهاش اينست كه من در ميان شما نيستم ، و اصحاب آن حضرت عليه السّلام ميگفتند : او به اين سخن خبر مرگ خود را ميداد ، و در شب نوزدهم همان ماه ضربت خورد و شب بيست و يكمش از دنيا رفت .
و از آن جمله است روايتى كه راستگويان حديث كردهاند : كه آن حضرت در آن ماه شبى را در نزد ( فرزندش ) حسن و شبى در نزد ( فرزندش ) حسين عليه السّلام و شبى در نزد ( دامادش ) عبد اللَّه بن جعفر ( شوهر حضرت زينب سلام اللَّه عليها ) افطار ميكرد و بيش از سه لقمه تناول نميفرمود ، پس يكى از فرزندانش حسن يا حسين عليها السلام سبب ( كم خوراكى او ) را پرسيدند ؟ فرمود : اى فرزند ! امر خدا ( مرگ ) خواهد آمد و من ( ميخواهم در آن حال ) شكمم تهى باشد ، جز اين نيست كه يك شب يا دو شب مانده ، پس در همان شب ضربت خورد .
و از آن جمله است آنچه تاريخ نويسان حديث كردهاند كه جعد بن بعجة كه مردى از خوارج بود بامير المؤمنين عليه السّلام گفت : اى على از خدا بترس زيرا تو خواهى مرد ! امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : بلكه به خدا كشته خواهم شد كشته شدن بضربتى كه بر اين مىخورد و اين را رنگين مىكند - و دست بسر و محاسنش گذاشت - عهدى است كه بسته شده ، و هر كه دروغ بندد و تهمت زند بىبهره خواهد ماند .
و گفتارش در آن شبى كه آن بخت برگشته در آخر آن شب بر آن حضرت ضربت زد و بسوى مسجد ميرفت و مرغابيان در روى آن جناب فرياد ميكردند و مردم آنها را از او دور ميكردند فرمود : اينها را واگذاريد زيرا اينها نوحهگرانند .
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٣٢١