زشت و نافرمانيها بتوبه دست زنيد ) كسى كه ( در ميان مردم نادان ) يكجانبه حق را آشكار كند هلاك شود ( يعنى مردم زير بار حق محض نميروند مانند خود آن حضرت و هميشه خواهان كسى هستند كه حق و باطل را بهم ممزوج كند چون خلفاى گذشته ) در زمان گذشته ( و در زمان آن سه خليفه ) كارهاى چندى شد كه شما نزد من در آنها معذور نيستيد ( يعنى آنان از شما باز خواست در آن كارها نميكردند بلكه خود آنها را انجام دادند ولى من اگر بخواهم آنها را بازگردانم چون بر خلاف دستور خدا بوده ) آگاه باشيد همانا اگر من بخواهم بگويم ميگويم ( ولى ) خدا از گذشتهها درگذرد ، آن دو مرد ( يعنى ابو بكر و عمر ) پيشى گرفته و گذشتند ، و سومى ( يعنى عثمان ) به پا خاست مانند كلاغ كه اندوهش شكمش بود ، واى بر او اگر هر دو بالش كنده مىشد و سرش جدا مىشد براى او بهتر بود ، بنگريد اگر نادرست پنداريد ، ( سخنان مرا ) آن را انكار كنيد ، و اگر ( بدرستى ) ميشناسيد پس دست از ( لجاج ) برداريد ، حق و باطلى ( در كار ) است ، و براى هر يك ( از آن دو ) أهل ( و خاندانى ) است ، پس اگر باطل بسيار باشد ( شگفت نيست ، زيرا ) از قديم هم بسيار بوده كه مرتكب مىشدند ، و اگر حق كم باشد اميد است بسيار گردد ( يعنى در زمان ظهور دولت حقه ) و كم است كه چيزى برود و دوباره رو آورد ( يعنى حق كه ضعيف شد مشكل است قوت يابد ) و اگر جانهاى شما بسوى شما بازگردد هر آينه شما سعادتمند خواهيد شد ، و من ميترسم كه شما ( مانند مردم جاهليت ) در زمان فترت باشيد ( كه از آئين پيغمبر ( ص ) دور شدند و پيروى از انديشههاى نادرست خود نمودند ) و بر من نيست جز كوشش كردن ( در اصلاح امور و اندرز دادن ) .
آگاه باشيد كه نيكان عترت ( و فرزندان ) من ، و پاكان خاندان من بردبارترين مردمان هستند در كودكى ، و داناترين ايشانند در بزرگى ، آگاه باشيد ما خاندانى هستيم كه از دانش خدا است دانش ما ، و حكم كردن ما به حكم خدا است ، و بگفتار راستگوئى ( مانند رسول خدا ( ص ) ) است دستاويز ما ، ( ممكن است « علمنا » و « حكمنا » و « اخذنا » به صورت فعل ماضى خوانده شود يعنى بدانش خداوند دانشمند شديم . . .
تا به آخر ) پس اگر پيروى از آثار ما كنيد ( و متابعت از گفتار و كردار ما نمائيد ) به بينائيهاى ما هدايت ( و راهنمائى ) شويد ، و اگر ( پيروى ) نكنيد خداوند شما را بدست ما نابود خواهد كرد ( زيرا حجت را خدا
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٣٤