[ فصل ( 12 ) بيان فضايل خويش و برترى او بر ديگران ]
و از سخنان آن حضرت عليه السّلام است كه ( مردمان را ) بسوى خود خواند ، و بفضيلت خود راهنمائى كند ، و پرده از روى حق بردارد ، و به آنان كه به او ستم كردهاند گوشه و اشاره زند و بدان آگاهى دهد ، و اين سخن را شيعه و سنى از آن حضرت عليه السّلام روايت كردهاند ، و از آن جمله ابو عبيدة معمر بن مثنى و ديگران از كسانى كه دشمنان شيعه روايت آنها را پذيرفتهاند اين سخنان را نقل كردهاند كه امير المؤمنين عليه السّلام در نخستين خطبهء كه پس از كشته شدن عثمان بن عفان و بيعت مردمان خواند اين بود كه فرمود : پس از سپاس پروردگار و درود بر پيغمبر اكرم ( ص ) مهربانى نكند كسى بر ديگرى جز اينكه بر خود كند ، سرگرم و مشغول شد كسى كه بهشت و جهنم در پيش روى اوست ( يعنى كسى كه ميداند اين دو را در پيش دارد و چه كارهائى مردم را ببهشت ميبرد ، و چه كردارى بدوزخ كشد از دنيا به خود مشغول شود ) سپس آن حضرت عليه السّلام بندگان خدا را به چند گروه تقسيم كند : كوششكنندهء پويا ، و خواهانى كه اميدوار است ، و آن كس كه كوتاهى در انجام فرامين الهى كند و جايگاهش دوزخ است ، اين سه دسته ، و دو دستهء ديگرند كه : ( يكى ) فرشتهءايست كه ببال خود پرواز كند ، و ( ديگر ) پيغمبرى كه خداوند ( در همه احوال ) دستگير اوست ، و ششمين ندارد ( يعنى منحصر به اين پنج گروه است ) هر كه ( بنا حق ) ادعا كرد هلاك شد ، و هر كه ( در ميان حق ديگران ) در آمد نابود گشت ، ( ره ) راست و چپ ( كه از راه حق منحرف است ) گمراهكننده است ، و راه وسط ( و ميانه ) راه ( حق ) است ، كتاب باقيمانده و سنت ( رسول خدا ( ص ) و آثار نبوت بر آن ( شاهد و گواه ) است ، براستى خداى تعالى ( دردهاى ) اين امت را به دو دارو درمان كرده : ( يكى ) تازيانه ، و ( ديگرى ) شمشير ، كه نزد امام ( و پيشواى الهى در هر زمان ) در آن دو مماشات و مدارا كردن نيست ( يعنى امام پاس خاطر هيچ كس را نگاه نميدارد و هر چه مقتضاى دستور الهى است بوسيلهء تازيانه و شمشير انجام دهد ) پس در خانههاى خود پنهان شويد ( و گاه فتنه و فساد بيرون نيائيد ) و گرفتارىهاى خود را ( يا اختلافات ميان خود و ديگران را ) اصلاح كنيد ، و توبه دنبال شما است ( و در هر حال ميتوانيد از كردههاى