و دليلى كه براى تو بر بندگانت باشد ( و آن كس ) يا آشكار و مشهور است ( كه مردمان به او دسترسى دارند چون زمان يازده امام « ع » ) يا ترسان و پنهان است ( مانند اين زمان ) تا حجتهاى خداوند و دليلهاى روشن او از بين نرود ، و اينان كجايند ؟ اينان در شمار بسيار اندك هستند ، و ( نزد خدا ) از نظر منزلت و مقام بسيار بزرگوارند ، بواسطهء ايشان خداى تعالى حجتهاى خود را نگهدارى كند تا آنها را بهمانندان خود بسپارند ، و در دلهاى آنان كه شبيه خود هستند كشت كنند ، علم و دانش با حقيقتهاى ايمان با ايشان رو آور شده و روح يقين را به آسانى دريافت كرده ، و آنچه ناز و نعمت پروردگان را بدشوارى و سختى انداخته اينان آسان و سهل گيرند ، و به آنچه نادانان از آن وحشت دارند اينان انس و خو گرفتهاند ، و با بدنهائى كه روحهاى آنها بجاى بسيار بلند ( يعنى رحمت خدا ) آويخته در دنيا زندگى ميكنند ، ايشان در زمين جانشينان و نمايندگان خدايند ، و ( مردم را ) بسوى دين او بخوانند ، و حجتهاى او بر بندگانش ميباشند ، سپس آهى از دل كشيد و فرمود : آه ، آه چه بسيار آرزومند و مشتاق ديدار آنهايم ( كميل گويد ) : آنگاه دست مباركش را از دست من برداشت ، و به من فرمود : اگر ميخواهى بازگرد .
[ فصل ( 2 ) دعوت مردم بسوى خود و بيان فضيلت و برترى خويش بر ديگران ]
و از سخنان آن حضرت عليه السّلام در خواندن و دعوت كردن مردمان بسوى شناسائى خود و بيان برترى و فضيلتش ( بر ديگران ) و بيان حال دانشمندان ، و آنچه براى آموزندهء دانش شايسته است ، اين فرمايشى است كه راويان داناى باخبار حديث كردهاند در ضمن خطبهاى كه ما آغاز آن را رها ساختيم و دنبال آن اينست كه فرمايد :
و سپاس خداوندى را سزاست كه ما را از گمراهى ( بسعادت ) راهنمائى فرمود ، و از كورى بينايمان