تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
وسيله انسان در زمان حيات و زندگى پيروى ( از خدا ) را بكمال رساند ، و پس از مرگ ( خوش نامى و ) خوش گوئى ( مردم را ) بدست آورد ، دانش حكومت و فرمانفرمائى كند ولى دارائى و ثروت فرمان‌بردار و مغلوب است . اى كميل خزينه داران دارائيها و ثروتها با اينكه ( در دنيا هستند و ) زنده‌اند . مرده‌اند ، ولى دانشمندان تا روزگار بر پا است پايدار و باقى هستند ، خودشان ( با بدرود زندگى ) ناپديدند ولى صورتهايشان در دلها موجود است . هان آگاه باش كه در اينجا علم و دانش فراوانى است - و با دست اشاره بسينهء خود فرمود - اى كاش كسانى را بچنگ مىآوردم كه آن را فرا گيرند ، آرى ( گر چه ) كسى تيز فهم مييابم ولى از او مأمون و مطمئن نيستم ، ( زيرا ) افزار دين را براى دنيا به كار برد ( و دين را وسيلهء براى جلب دنياى ناپايدار ساخته ) و بكمك حجتهاى الهى بر دوستان خدا برترى جويد ، و بوسيلهء نعمت‌هاى خدا بر كتاب او بزرگى كند ( در نهج البلاغه « عباده » بجاى كتابه است و آن ظاهرتر است ) ، يا مييابم كسى را كه فرمانبر حكمت و متواضع آن است ولى در اين تواضع و فروتنى بينائى ندارد . ( مترجم گويد : در نهج البلاغة عبارت چنين است : « او منقادا لحملة الحق لا بصيرة له في أحنائه » يعنى فرمانبردار باب حق است ولى در گوشه و كنار كار خود بينائى ندارد ) به نخستين شبههء كه در دلش افتد آن شك و شبهه در دلش آتش افروزد ، آگاه باش كه نه اين ( فرمان‌بردار بىبصيرت أهل امانت است كه به او بگويم ) و نه آن ( تيز فهم نامطمئن ) پس اينان آزمند و حريص در لذتها و خوشيهايند و لگام شهوت را گسيخته و به آسانى او را ميكشاند يا شيفتهء گرد آوردن و انباشتن ( كالاى دنيا ) است ، و هيچ يك از اين دو گروه از نگهداران دين نيستند ، نزديكترين مانند باينان ، چهار پايان چرنده ميباشند ، و چون چنين شد ( كه براى دانش نگهدار يافت نشد ) دانش و علم بمرگ نگهدارش ميميرد ( و از بين ميرود ) . بار خدايا ! چرا ( اين گونه نيست كه يكسره از ميان برود بلكه ) زمين خالى و تهى نشود از حجت