در گفتارى كه آغازش سپاس خداوند و درود بر پيامبر گراميش ( ص ) مىباشد سپس فرمايد :
ذمهء من گرو سخنانى است كه ميگويم و درستى آن را ضمانت ميكنم : همانا كشت و زراعت مردمى كه بر پايهء تقوى و پرهيزكارى باشد خشك و زرد نشود ، و ريشهء آن تشنه و بىآب نماند ، و تمامى خير و نيكى در كسى است كه اندازه و قدر خود را بشناسد ، و در نادانى مرد همين بس كه قدر خود را نشناسد ، و همانا دشمنترين مردمان نزد خداى تعالى مردى است كه خداوند او را به خود واگذارد و از راه راست بيكسو منحرف شود ، بسخن تازه در آمد خوشنود و در روزه و نمازش شيفتهء آن گردد ، چنين كسى براى آنان كه فريفتهء گفتارش شوند فتنه ( و ميزان آزمايش ) است ، و از آن هدايت كه مردم پيش از او رفتهاند گمراه شده و آنان كه پيرويش كنند گمراه كند ، بار بر خطاها و گناهان ديگران بوده و در گرو خطاى خويش است ، نادانيها را از اين سو و آن سو در ميان نادانان كور دل در خود گرد آورده ، و در تاريكيهاى فتنه و فساد از همه جا بى خبر ، و از راهبر شدن و هدايت كور شده است ، آنان كه همانند انسانند ( و به صورت آدمى هستند ) چنين كسى را عالم و دانشمند مىخوانند در صورتى كه يك روز را در تحصيل آن بسر نبرده ، صبح كرد هر روز و در پى زياد كردن چيزى بود كه كم آن بهتر از بسيار است ، تا اينكه بدان رسيد و سيراب گرديد از آن آب مانده گنديده ، و بيهوده زياده روى كرد ( يا از چيزهاى بيهوده خود را انباشته كرد ) براى قضاوت مردم نشسته ( و خود را مهيا كرده ) و ضمانت بيان نمودن چيزى را كند كه بر غير او پوشيده و مشتبه باشد ، اگر در حكم دادن با گذشتگان مخالفت كند اطمينان ندارد كه آيندگان پس از او حكمش را نشكنند ( و بر خلاف آن حكم نكنند ) چنانچه او نسبت بگذشتگان انجام داد ، و اگر يكى از مسائل مشكله به او عرضه شود براى پاسخ به آن پرسش ، سخنان بىمعنى و بيهوده از روى رأى خود تهيه كند سپس به همان سخنان ( بيهوده و بىمعنى ) كه گفته يقين حاصل كند ، چنين كسى بواسطهء پوشيده ماندن حقائق ( بر او ) و مشتبهات ( و افتادن
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٢٢٥