از نزد خداى عز و جل ، سپس فرشتهء ديگرى بنزدش آمد و گفت : از آسمان هفتم از نزد خداى عز و جل آمدهام ، موسى عليه السلام فرمود : منزه است آن خدائى كه جايى از او خالى نيست ، و به هيچ جا نزديكتر از جاى ديگر نيست ! يهودى گفت : گواهى دهم كه اين گفتار حق است ، و گواهى دهم كه تو سزاوارترى بجانشينى پيغمبر از آن كس كه بر آن چيره شده و به زور گرفته است .
و مانند اين روايات بسيار است ( كه براى نمونه به همين چند داستان اكتفا مىشود ) .
[ فصل ( 59 ) داوريهاى آن حضرت در زمان خلافت عمر ]
در بيان آنچه از داوريهاى آن حضرت عليه السّلام در زمان خلافت عمر بن خطاب رسيده است :
از آن جمله است داستانى كه سنى و شيعه نقل كردهاند كه قدامة بن مظعون ( شوهر خواهر عمر بن خطاب ) شراب خورد ، پس عمر خواست به او حد جارى كند قدامة گفت : جارى كردن حد بر من جايز نيست زيرا خداى تعالى فرمايد : « بر آنان كه ايمان آوردند و كردار شايسته كردند باكى نيست در آنچه بخورند اگر پرهيزكارى كنند و ايمان آرند و كردار شايسته كنند » ( سورهء مائده آيه 93 ) پس عمر حد را بر او جارى نكرده رهايش ساخت ، اين جريان به گوش امير المؤمنين عليه السّلام رسيد بنزد عمر رفته به او فرمود : چرا حد شراب خوار بر قدامة جارى نكردى ( و او را حد نزدى ) ؟ گفت : او آيهء از قرآن براى من خواند ، و آن آيه را قرائت كرد ، امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : قدامة و هر كس روش او را در انجام محرمات الهى دنبال كند أهل اين آيه نيست ، زيرا هر آينه كسانى كه ايمان آرند و كردار شايسته