در فصل پيش از آن گذشت اينها بهترين دليل است بر اختصاص آن حضرت عليه السّلام در منقبت و فضيلت بدانسان كه هيچ يك از مردمان با او در اين فضيلتها انباز نگشت ، زيرا هر يك از آنها درى از فضيلت ميگشايد كه به خودى خود براى بزرگى آن بزرگوار كافى است و نيازى بديگر بفضائل ندارد ، و همين مخصوص بودن آن حضرت و خصوصيتش به پيغمبر اكرم ( ص ) در بيمارى او تا زمان رحلت دليل برترى او در دين و نزديكى او به پيغمبر ( ص ) است ، و نشانهء اينست كه كردار پسنديدهء او موجب آرامش دل رسول خدا ( ص ) بوده و در كارهاى خود تنها به او اعتماد داشته ، و در كار تدبر و انديشهء خود جز او از همهء مردمان دل بريده ، و در مراتب دوستى ديگرى را به او برابر ندانسته است .
سپس جريان وصيت كردن به آن حضرت به آنچه فرمود ، پس از آنكه به ديگرى پيشنهاد آن را كرد و او زير بار آن نرفته از پذيرفتن آن سرباز زد ، و زير بار گران حقوق پيغمبر ( ص ) رفتن ، و انجام آن را به گردن گرفتن ، و پرداخت امانات را بذمهء خويش نهادن ، و مخصوص بودنش ببرادرى رسول خدا ( ص ) و يار وفادار بودنش در آنگاه كه در بستر مرگ فرمود : برادر مرا پيش من بخوانيد ( و چنانچه دانستيم مقصودش على عليه السّلام بود ) و سپردن علوم دين را به او بدانسان كه او را از ديگران ممتاز فرمود ، و به عهده گرفتن كار غسل و كفن و دفن ، و پيشى جستن در نماز بر آن حضرت از ديگران بخاطر مقامى كه نزد پيغمبر گرامى و خداى تعالى داشت ، و راهنمائى امت مسلمان را در چگونگى و كيفيت خواندن نماز در آنگاه كه كار بر آنها مشتبه شده بود و نميدانستند چگونه نماز بخوانند و چه كسى بر آنها در آن نماز امامت كند ، و راهنمائى كردن آنان بجاى دفن پيغمبر ( ص ) در وقتى كه در ميانشان در اين باره اختلاف پيدا شده بود ، و همگى براهنمائى آن حضرت گردن نهادند ، اينها همه او را يگانهء در فضيلت ساخت ، و به آنچه انجام داد كردارهاى پيش و رفتار درخشان گذشتهء خود را تا هنگام وفات رسول خدا ( ص ) كامل ساخت ، و بدان سبب فضائل او چون دانههاى
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٨٢