تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
باشد ، سوگند بدان كه مرا بحقيقت به پيامبرى فرستاده رهائى ندهد كسى را جز كردار يا رحمت پروردگار ، و اگر من ( كه پيامبر خدا و حبيب اويم ) نافرمانيش مىكردم هر آينه بدوزخ مىافتادم ، ( سپس فرمود : ) بار خدايا آيا رساندم ( و آنچه بايد بگويم تبليغ كردم ) ؟ ( اين را فرمود ) و از منبر به زير آمده نمازى خفيف با مردم خوانده به خانه آمد و آن هنگام در خانهء ام سلمة رضى اللَّه عنها بود ، پس يك روز يا دو روز در خانهء ام سلمة بود ، آنگاه عايشه پيش ام سلمة آمد و از او درخواست كرد كه آن حضرت را بخانهء خود ببرد و خود پرستارى آن حضرت را به عهده گيرد ، و ديگر زنان پيغمبر ( ص ) نيز همين درخواست را از ام سلمة كردند كه ( اجازه دهد آن حضرت را بخانهء عايشه ببرند ) ام سلمة اجازه داد و حضرت را بخانهء عايشه بردند ، و بيمارى آن حضرت ادامه پيدا كرده سنگين شد ، پس بلال ( اذان‌گوى آن بزرگوار ) هنگام نماز صبح آمده در حالى كه بيمارى حضرت را در خود فرو برده بود گفت : خدايتان رحمت كند ( هنگام ) نماز است ، آواز بلال را به گوش آن حضرت رساندند ، فرمود : امروز ديگرى با مردم نماز بخواند زيرا كه من بخويشتن سرگرم هستم ( و بيمارى تاب رفتن مسجد را از من برده است ) عايشه گفت : به ابو بكر بگوئيد ( به مسجد رود ) حفصة گفت : بعمر بگوئيد ( و هر كدام پدر خود را براى خواندن نماز تعيين كردند ) رسول خدا ( ص ) كه سخن آن دو را شنيد و حرص هر يك را براى بلند كردن پدر خود و دلبستگى آن دو را به اين كار ديد با اينكه هنوز آن حضرت ( ص ) زنده است فرمود : ( از اين سخنان ) خوددارى كنيد زيرا كه شما همانند زنانى هستيد كه با يوسف عليه السّلام همدم بودند ( شايد مقصود آن بزرگوار ( ص ) اين بود كه چنانچه زنان مصرى يعنى زليخا و ديگران هر كدام به تنهائى ميخواست يوسف را ديدار كند و از آن پيامبر پاكدامن بهره گيرد شما نيز هر كدام ميخواهيد در اين جريان براى خود به تنهائى بهره بردارى كنيد ، و يكى دو وجه نيز شيخ طريحى ( ره ) در مجمع البحرين در معناى فرمايش حضرت ( ص ) فرمود كه اگر خواستيد مراجعه نمائيد ) . سپس با شتاب برخاست و ترسيد مبادا يكى از آن دو مرد ( يعنى ابو بكر و عمر ) پيشى در نماز بر مردم