تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
كه من آن دو را در ميان شما بجاى نهادم : ( يكى ) كتاب خدا ( قرآن ) و ( ديگر ) عترت من ( خاندان ) و اهل بيتم ، بر ايشان پيشى نگيريد كه از هم پاشيده و پراكنده خواهيد شد ، و در بارهء آنان كوتاهى نكنيد كه به هلاكت رسيد ، بايشان چيزى نياموزند زيرا كه آنان داناتر از شما هستند ، اى گروه مردم نباشيد كه پس از خود شما را ببينم كه بكفر بازگشته و گردن يك ديگر را بزنيد ، و مرا ( در آن حال ) در لشكرى چون سيل خروشان ديدار كنيد ، آگاه باشيد همانا على بن ابى طالب برادر و وصى من است ، و پس از من در بارهء تأويل قرآن بجنگد چنانچه من در بارهء تنزيل آن جنگيدم ، و ( اين سخنى نبود كه آن حضرت يك بار فرموده باشد بلكه ) بارها در هر مجلس و انجمنى آن را و يا مانند آن را بر زبان جارى ساخت . سپس آن بزرگوار اسامة پسر زيد بن حارثه را ( كه پدرش در جنگ موته كشته شده بود ) بسركردگى لشكرى تعيين كرد و دستور داد كه با مردم مسلمان بهمانجا كه پدرش كشته شده براى جنگ با دشمنان دين بسوى روم برود ، و رأى مباركش بر اين شد كه گروهى از سران مهاجر و انصار را در لشكر او بفرستد تا هنگام مرگش كسى در بارهء زمامدارى اختلاف نكند ، و طمع به پيشوائى مسلمين نه بندد ، و راه را براى آن كس كه خود بجانشينى منصوب فرموده بود ( يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام ) هموار سازد ، و كسى با آن حضرت در صدد نزاع برنيايد ، پس پرچم سردارى جنگ را چنانچه گفته شد بنام اسامة بست ، و در بارهء بيرون كردن آنان از مدينه كوشش و سفارش فرمود و باسامة دستور داد با لشكر خويش از مدينه بيرون رود و ( براى پيوستن ديگران ) در جرف ( كه نام جايى است در سه ميلى مدينه ) بماند ، و مردم را به بيرون رفتن و همراهيش برانگيخت ، و از درنگ كردن در مدينه و دنبال ماندن از او بر حذر داشت ، در اين خلال كسالت آن حضرت
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 170 | الشيخ المفيد / سيد هاشم رسولى محلاتى